Ads 468x60px

‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشگاه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشگاه. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، آبان ۲۷، ۱۳۸۷

تظاهرات در خوابگاه مرکزی دانشگاه کابل

تظاهرات در خوابگاه مرکزی دانشگاه کابل

شب 26 میزان ساعت 7 تظاهرات در حال شروع شد که لوحه ای که در روبروی خوابگاه مرکزی که حاوی پیام تبریکه ای بنیاد صلح به دانشجویان بود که در آن واژه دانشجو بکار رفته بود توسط پولیس پایین شد
این تظاهرات تا ساعت یک شب در داخل محوطه خوابگاه وداخل خوابگاه ادامه داشت که یک تعداد دانشجویان خواهان نصب دوباره این لوحه بودند واین عمل پولیس را یک عمل سازماندهی شده از طرف مقامات بالای دولتی میدانستند.
با وجود پافشاری زیادی از دانشجویان پولیس حتی خود قوماندان امنیه کابل آغای بصیر سالنگی نمی توانست ویا هم نمی خواست ا ین پیام تبریکیه صلح دوباره نصب شود واین خود ثبوت بر دست داشتن مقامات بالاتر در این قضیه بود که حتی قوماندان امنیه نمی توانست این کاررا کند در حالیکه نصب همان پیام تبریکیه یگانه راهی برای فرونشاندن این اغتشاشات بود.
پولیس که شب در خوابگاه آمده بود پولیس بود از جمله هزاران پولیس دیگری این کشور که قوت استدلال را نداشت وفقط استدلالش تفنگش وسیاست های ترسناکش بود وبس.
این تظاهرات امروز پیش از چاشت به داخل دانشگاه کشانیده شد و یک تعداد دیگر دانشجویان خواهان نصب لوحه ای دانشگاه کابل به زبان پارسی دری بودند و درصف دیگر برادران پشتو زبان نمایان بودند که البته که مردم زیادی آنهارامیشاند که مربوط به حزب وزیر مالیه افغانستا ن احدی صاحب یعنی افغان ملتی ها که چند تن آنها را که من میدیدم مویهاشان را بخاطری رقص اتن دراز مانده بودند آمده بودند که از واژه پوهنتون دفاع کنند.

چهارشنبه، فروردین ۱۴، ۱۳۸۷

بورسیه فولبراید- امریکا

ثبت نام بورسیه فولبراید 2008-2009 شروع شد.
برای ثبت نام آن لاین به لینک زیر مراجعه کنید!


https://apply.embark.com/student/fulbright/international/20

برای اطلاعات بیشتر به سایت سفارت امریکا در افغانستان مراجعه کنید!

http://Kabul.usembassy.gov/


این بورسیه برای فوق لیسانس ودکترا برای تمامی رشته های دانشگاهی سراسر امریکا دانشجو می پذیرد.
مهلت ثبت نام اول می می باشد وامتحان تافل آن در آخر می برگزار می گردد.
پ ن: اگر نمره تافل تان کمتر از 550 است شانس کمی برای قبولی دارید!

پنجشنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۸۷

مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب»

مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب»
KATEB INSTITUTE OF HIGHER EDUCATION

تــوانا بــود، هــر کــه دانــا بــود
دانش و تخصص، وسيله بهبود زندگي است و توان­مندي افراد و جوامع را در تأمين نيازهاي مادي و معنوي و کسب مهارت­هاي زندگي افزايش مي‌دهد. افزايش توان­مندي، رفاه، امنيت و آرامش و توسعه اقتصادي، سياسي و فرهنگي و بازسازي کشور بدون بالارفتن توان­مندي علمي متخصصان کشور امکان ‌پذير نمي‌باشد.

ترديدي نيست که تقويت و گسترش توانايي‌هاي علمي کشور نيازمند توسعه پوهنتون‌ها و مؤسسات تحصيلات عالي است و رشد علمي و بهبود ظرفيت تخصصي هر کشور وابستگي زيادي به کيفيت آموزش و پژوهش در پوهنتون­های آن کشور دارد.

مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب» در همين راستا و به منظور پرورش استعدادهاي جوانان، تأمين کادرهاي علمي و تربيت نيروهاي متخصص در زمينه‌هاي مختلف تأسيس شده و اميدوار است که با پايه‌ گذاري سيستم نوين آموزشي، در تحصيلات عالي کشور، تحول اساسي ايجاد کند.

مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب» که با مجوز شورای وزیران دولت جمهوری اسلامی افغانستان و وزارت تحصیلات عالی کشور بنیان نهاده شده است، در آغاز سال تحصیلی 1387 خورشیدی، از میان داوطلبان حضور در دانشگاه­ها، دانشجو می­پذیرد.

اهداف، برنامه‌ها، امتيازات، معيارها و شرايط پذيرش دانشجو در مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب» به قرار ذيل مي‌باشد:

* اهداف مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب»

1. پرورش استعدادهاي درخشان؛
2. تربيت نيروهاي انساني متخصص؛
3. ارتقاي توان­مندي علمي کشور؛
4. پايه ‌گذاري سيستم نوين آموزشي در تحصيلات عالي کشور؛
5. کمک به بازسازي اقتصادي، سياسي و فرهنگي کشور.

* اصول و معيارهای مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب»

1. رعايت قوانين، لوايح و مقرره‌هاي وزارت تحصيلات عالي؛
2. رعايت قواعد و معيارهاي علمي بين المللي؛
3. تأکيد بر کيفيت به جاي کميت؛
4. رعايت معيارهاي شايسته‌سالاري در گزينش کادر علمي و اداري.

* ويژگي‌های مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب»

1. برخورداري از کادر علمي مسلکي و مجرب با مدارک عالي ماستري (کارشناسی ارشد) و داکتري؛
2. داشتن مجوز دايمي از وزارت تحصيلات عالي؛
3. دارابودن نصاب تعليمي جديد مطابق با معيارهاي علمي بين المللي؛
4. اعطاي مدرک رسمي مورد تأييد وزارت تحصيلات عالي؛
5. داشتن کتاب­خانه تخصصي؛
6. داشتن اینترنت کلوپ براي اساتيد و دانشجويان؛
7. اعطاي امتيازات ويژه به دانشجويان ممتاز.

* ساختار آموزشي مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب»

1. مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب» داراي سيستم سيستم کريدت (واحدی) مي‌باشد. دوره ليسانس 145 واحد درسی دارد.

2. مدت تحصيل براي دوره ليسانس در مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب» ، چهار سال و هشت سميستر (ترم) مي‌باشد. محصلان مي‌توانند با استفاده از سيستم کريدت (واحدی)، تحصيلات خود را زودتر و يا ديرتر از اين مدت به پايان برسانند.

3. مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب» فضاي آموزشي مناسبي را براي محصلان فراهم کرده است. بدين منظور، تعداد محصلان در هر صنف، حد اکثر 35 نفر در نظر گرفته شده است.

4. اساتيد مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب» را کساني تشکيل مي‌دهند که با جديدترين آرا و نظريات علمي آشنايي دارند. منابع درسي مؤسسه نيز از ميان جديدترين کتب علمي انتخاب مي‌شود.

5. شيوه تدريس در مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب»، دانشجومحور و مبتني بر مشارکت فعال دانشجويان مي‌باشد. بر اين اساس، دانشجويان در بحث‌هاي علمي به طور فعال مشارکت مي‌کنند و اساتيد در کنار ارائه لکچرها (نظریه­ها)، نظرات دانشجويان را می­شنوند و به آن­ها کمک مي‌کنند.

* شرايط پذیرش در مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب»

1. ارائه شهادت­نامه صنف دوازده با تأييد وزارت معارف؛
2. موفقيت در کانکور اختصاصي و مصاحبه علمي؛
3. پرداخت هزينه تحصيلي؛
4. پاي‌بندي به ضوابط و معيارهاي مؤسسه.

* یادآوری
قرار است کنکور ورودی در نیمه دوم ماه حمل 1387 در شهر کابل برگزار شود. علاقه­مندان برای به دست آوردن آگاهی بیش­تر و دانستن زمان دقیق برگزاری کنکور ورودی می­توانند به نشانی مؤسسه مراجعه کنند یا با شماره­ تلفن­های زیر تماس بگیرند:
KETEB07000
0700052832
0752031849
* نشانی: کابل ـ کارته سه ـ سرک شورای ملی ـ مؤسسه تحصيلات عالي «فيض محمد کاتب»

جمعه، مرداد ۰۵، ۱۳۸۶

!دانشگاه نمي تواند پوليگون باشد

نويسنده: علی‌ اديب

در واپسين روزها, حکومت رييس جمهور کرزی گرايش بسيار گسترده و قويي, بسوی نظام رسانه ی (مطبوعاتی) استبدادی در سطح کشور داشته و اين وضعيت با تراکم و شدت در تمام ادارات دولتی مخصوصاً در دانشگاه ها اعمال مي شود. آنچه که مي تواند اين برخورد حکومت فعلی کابل را در قبال مطبوعات امروز افغانستان, از پيش آمد حکومت ها و نظام های قبلی مانند نظام سلطنتی مستبد نادرشاه, دوران اختناق صدارت محمد هاشم و رژيم ظالم حفيظ الله امين تا اندازه ی تميز داده و جدا سازد, همانا تغير تاکتيک و روش رويارويي مبارزه با رسانه هاست. استبداد و هدف همان است اما شيوه مبارزه و برخورد چيزی ديگر.

نظام های قبلی بخاطر رسيدن به اهداف مشخص سياسی شان, در حاشيه راندن ملت و سرکوب جنبش های متفرق و انگشت شمار قشر روشنفکر, بطور مستقيم خود اين طيف را هدف قرار مي دادند و تا مي توانستند از زوايای مختلف و با روش های مشخص آمرانه, فضا را بر آنها تنگ و تنگتر مي ساختند تا از فعاليت ها و آرمان های روشنگرانه شان دست بردارند. که اين عملکردشان بنا به گواهی تاريخ از زندانی کردن و شکنجه گرفته تا اعدام ها و کشتن های انفرادی و دسته جمعی همراه بوده است.

اما چيزی را که امروز رژيم فعلی کابل بعنوان يک ابزار جديد, قوی و مدرن برای مهار و کنترول رسانه ها در دست گرفته است, خود رژيم و ادارات مربوط است. به هر حال در شرايط موجود, جو سياسی حاکم بر منطقه و جهان تقاضا مي نمايد تا برخوردها و رويارويي ها, بمنظور سرکوب وسايل روشنگری نيز مدرنيزه شوند. پايبند ساختن رژيم به اصول و اساسات دموکراسی, متن ماده های ی 34 و 58 قانون اساسی در رابطه به آزادی بيان و حقوق بشر, قانون مطبوعات و فشارهای جامعه جهانی و بعضی مسايل ديگر از اين قبيل تا اندازه ی حکومت را به نحوی مجبور مي سازد تا مستقيماً نتواند بر حقوق شهروندان پا بگذارد. هرچند با موجوديت تمام اين راهکارها و اصول, دهها موارد تخطی را از زمان روی کار آمدن اين نظام مي بينيم که متأسفانه اکثراً قوانين نقض شده و قانون اساسی نيز لگدمال گرديده است. با آنهم حکومت مداران را مجبور و مکلف مي سازد تا به اين اصول و اساسات احترام بگذارند و حداقل دست گرفته کار نمايند و به نحوی مشروعيت دروغينی را برای شان بيابند. اين عملکرد رژيم خيلی Thud و بسيار ماهرانه است. به چند دليل حکومت, به ويژه شخص رييس جمهور از اين بابت آنقدرها نگران نيست.

يک: بيشترينه اعضای حکومت مخصوصاً کابينه, خيلی مطيع و فرمان بردارند.

دو: اکثر تيم کاری رييس جمهور در برابر يک سلسله تعهدات و وفاداری ها, به پست های شان انتصاب شده اند و به اين دليل زبان بسته اند.

سه: فقدان يک يا چند اپوزيسيون کارا و قوی بعنوان يک هشدار و رقيب.

چار: عدم توانايي و پخته گی جامعه مدنی (يا حداقل مساعد نشدن شرايط دادخواهی برای اين نيرو) بخاطر اعاده حقوق شان.

حکومت مي تواند با بستن دروازه های ادارات و شعبات تحت قيادت و کنترول خود, حتا دروازه های مکاتب و دانشگاه ها بر روی ژورناليستان و مطبوعات چيان به نحوی بخشی از سيه کاری های خود را حجاب پوشانده و نگذارد در انظار عامه ظاهر شوند. اينجا ديگر ضرورت نمي افتد تا ژورناليست و روزنامه نگار شکايت و حکايتی داشته باشد که مي دانيم شکايت شان به گونه های متعددی از جانب حکومت قابل توجيه است. دروغ که کم نيست. در شام پنج شنبه, سوم اسد 1386برنامه گفتمان را در تلويزيون طلوع مشاهده کرده باشيد که معين محترم وزارت معارف چه دروغ های شاخداری را برای توجيه اين پرسش ارائه ندادند! به گونه نمونه اظهار داشتند که ژورناليستان در مکاتب واسطه مي شوند تا اداره مکاتب, بعضی از شاگردان را که در آزمون ناکام مانده اند, کامياب سازند و يا بعضی از اقارب شان را بصفت معلم مقرر سازند و از اين قبيل که گفتن آن را من در شأن خود نمي دانم که از شأن يک وزير يا معين يک وزارت فرسنگها فاصله دارد(!)

مي دانيد که برای توجيه اين پرسش که چرا دروازه دانشگاه ها را بر روی ژورناليستان بسته اند چي ها مي توانند باشد؟ آنچه که من مي توانم حدث بزنم اين است که همان خطابه يا سخنرانی چند ماه قبل آقای کرزی در جمع استادان و دانشجويان دانشگاه کابل, مي تواند توجيه خوبی در برابر اين پرسش باشد.

در مجموع متن سخنرانی رييس جمهور حاوی عدم دخالت دانشگاهيان در امور سياسی مملکت بود که استادان به ويژه دانشجويان نبايد به سياست بپردازند يا گرفتار مسايل سياسی گردند. زيرا دانشگاه مکان و زمان خوبی برای خودسازی و ظرفيت سازی است.

بدين ترتيب محتوا و پيام اين خطابه مي تواند توجيهات گوناگونی داشته باشد تا به کمک آنها بتوان از ورود ژورناليستان و خانواده ی مطبوعات به دانشگاه ها و برملا کردن حقايق جلوگيری کرد.

برعلاوه اينکه من از آدرس يک دانشجو با پيام اين خطابه مخالفم و دانشگاه را بستر خوب و مناسبی برای هر جريان سياسی سازنده و مثبت مي دانم و اين در حالی است که بيشتر جريان های سياسی جهان از درون دانشگاه ها سربلند مي کنند, اين عملکرد حکومت را يک ضربه قوی فنی و حرفه ی بر پيکر مطبوعات و دانشگاهيان کشور مي دانم. باور کامل دارم که توجيهاتی از اين قبيل هيچگاهی نمي تواند روند رو به رشد بن مايه های تازه و نوپای سياسی را در بين تحصيلکرده های متعهد و دانشگاهيان ما بخشکاند. ممکن است از سرعتش بکاهد اما در تداوم آن شکست حتمی با حکومت خواهد بود.

تنها بديل مناسبی برای حکومت که مي تواند برای هميش بر روی خاليگاه ها و نقاط ضعف موجود پرده بيندازد, چيزی جز برخورد صادقانه و نيت نيک خدمت گزاری و بازسازی بن مايه های فرهنگی و اکادميک نمي تواند باشد. ديروز ملت در نبود و خلای آگاهانه دانشگاه و مکتب (از جانب امرای حاکم) با نيروی همت شان توانستند به نحوی به حقوق شان برسند, امروز که هم دانشگاه دارند و هم مکتب, به خوبی و آسانی مي توانند در برابر هر نظام مستبدی بيستند و خواستار اعاده ی حقوق شان شوند.

من فکر مي کنم که با بستن دروازه های دانشگاه حکومت نمي تواند به خواسته ها و اهداف نامشروع خود دست يازد و بايد بداند که اين آرزوی نادرست و بابخردانه, غده ی سرطانی خواهد بود که با هر عملی, بيشتر از پيش رشد خواهد کرد و باعث زوال آن خواهد شد. ديگر هر دانشجوی اين سرزمين رييس جمهور و وزير خويشتن است. دانشجوی امروز تجربه کرده است که مغز خر خوردن باعث فلج شدن انديشه و تفکر خواهد شد و يک انگشت را از يک سوراخ دوبار مار نخواهد گزيد. حکومت بايد ايمان داشته باشد که دانشگاه محل مقدس و عالی برای بارور شدن نطفه های نابغه ی سياست است. دانشگاهی امروز ديگر تنها نيست که هر کلاس صنف برایش پوليگونی باشد. با پوليگونی شدن يک دانشجو, سيلی از دانشجويان به جريان خواهد افتيد و از پوليگون پلچرخی گرفته تا ارگ و دهمزنگ همه را زير و رو خواهد کرد. بايد محتاط باشد که صاحبان انديشه هيچگاهی خلع سلاح نخواهند شد که سلاح انديشه صفت ذاتی اينهايند و خطرناکتر از بمب اتم.


(اديب, چارم اسد 1386, کابل)