Ads 468x60px

‏نمایش پست‌ها با برچسب علمی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب علمی. نمایش همه پست‌ها

جمعه، خرداد ۱۰، ۱۳۸۷

سیمرغ آهنین ناسا با سلامت بر سطح مریخ فرود آمد

نویسنده: یونس بخشی

داستان سفر این سفینه از زمین الی مریخ بسیار جالب و شنیدنی است. در سال 1999 یک مریخ نورد که با هدف مشابه هدف فینکس تهیه شده بود، به علت مشکلات فنی نتوانست به سلامت بر سطح مریخ فرود آید و در اثر برخورد شدید با سطح نابود شد. اما این شکست دانشمندان را از ادامه تلاش برای تحقیقات علمی در سیاره سرخ نا امید نه ساخت و برای سال 2001 یک مأموریت دیگر در نظر گرفته شد که آن هم به دلایل مختلف به تعویق افتاد. برنامه ارسال مریخ نورد برای چندین سال متوقف بود تا اینکه در 4 اگست 2007 مریخ نورد سیمرغ یا فینکس با هدف جستجوی منشاء حیات موجودات بسیار کوچک یا میکرو ارگانیزم به مریخ فرستاده شد.

اولین تصویر ارسالی فینکس از مریخ

تصاویر بدست آمده از محل فرود نشان می دهد که این اولین فرود موفقیت آمیز یک مریخ نورد از سال 1976 بدینسو بر سطح این سیاره می باشد. زمانیکه سفینه وارد میدان جاذبه مریخ گردید، سرعت آن به علت قوه کشش مریخ تا 20،400 کیلومتر در ساعت افزایش یافت. اما سیستم توقف یا برک در این سفینه که در سه مرحله تعبیه شده بود، سفینه را با آرامی و راحت بر سطح مریخ نشاند.

در این تصویر مناطق قطبی یا یخی شبیه مناطق قطبی زمین نشان داده شده

البته دلیل عمده فرود موفقیت سیمرغ یا فینکس به علت نبود سنگ های بزرگ در محلی بنام واسیتاس بوریلیز (Vastitas Borealis) می باشد که با شمال کانادا از نظر عرض جغرافیایی شبیه است.

بعد از اینکه پیام فرود موفقیت آمیز این پرنده آهنین 420 میلیون دالری بر سطح مریخ به زمین مخابره شد، فضای داخل مرکز کنترول جی. پی. ال را خوشی و سرور فرا گرفت و مسئولین همدیگر را به آغوش می کشیدند و به همدیگر تبریک می گفتند.

تیم مربوطه به شدت نگران فرود سیمرغ بودند، زیرا بعد از فرستادن اولین سفینه توسط روس ها سال 1960 خطر سقوط یا شکست سفینه ها در مأموریت های مریخ حدودأ 50 درصد می باشد.

در این تصویر گوشه ای از صفحه خورشیدی سیمرغ دیده می شود

این سفینه گران قیمت با هدف کمک به دانشمندان در جستجوی شرایط مناسب زندگی میکرو ارگانیزم (موجودات کوچک) در قطب شمال طراحی شده است. با توجه به اینکه منطقه قطبی مریخ همانند زمین تغییرات فصلی دارد، دانشمندان سعی دارند تا دریابند که آیا محلی است که گاهی گرم شود و خاک آن از نظر آب غنی و مناسب برای میکرو ارگانیزم ها و حاوی منرال های لازم برای حیات گردد.

به گفته سمیت پژوهشگر ارشد پروژه فینکس در دانشگاه اریزونا، تمام مأموریت ما حفاری است، زیرا دریافته ایم که مناطق قطبی در برابر تغییرات اقلیمی بسیار حساس اند و می تواند گذشته یا تاریخچه حیات را در خود نهفته باشد. ما فکر می کنیم که موجوادت زنده یا ارگانیک در اثر برخورد دنباله دار ها یا دیگر اجرام آسمانی در آن محل وجود داشته و وجود آب مایع و موجودات زنده دلالت بر "منطقه حیات" بودن این محل می کند.
دستگاه های نصب شده بر این کاوشگر

از جمله دیگر تجهیزات نصب شده بر فینکس یک کمره و یک بازوی روباتیک 2.35 متره که توان حفاری یخ تا عمق یک متر را دارد می باشند و در ضمن می تواند نمونه های بدست آورده را بخاطر کشف مالیکول های هایدروژن و کاربن که اجزای اساسی حیات شمرده می شوند، تا حد لازم گرم نماید. همچنان یک سیستم هواشناسی بخاطر مطالعه اتموسفر مریخ در این مریخ نورد نصب شده است.
نوت:

بعد از رسیدن فینکس در مدار مریخ، سفینه فضایی مریخ اکسپرس که بدور مریخ در گردش است، یک سلسله پروگرام های اولیه دستوری را که با هدف حمایت از نشست سیمرغ طراحی شده انجام می دهد.
مدار گرد مریخ اکسپرس سازمان فضایی اروپا

مریخ اکسپرس سازمان فضایی اروپا یا ایسا سرعت خود بدور مریخ را آهسته می سازد تا سیمرغ را از لحظه ورود به اتموسفر تحت نظر و کنترول داشته باشد. یعنی آنتن ارتباطی خود را به سوی سیمرغ تنظیم نموده و با حفظ سیمرغ در خط ارتباط، سیگنال های دریافتی را در آن دقایق حساس ثبت می کند.

بعد از تکیمل جریان ثبت، مریخ اکسپرس جهت آنتن خود را به سوی زمین تنظیم می کند و به ارسال اطلاعات به سوی زمین می پردازد

چهارشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۶

سیاره ای که هر فصل آن 29.5 سال و یک سال آن 84 سال زمینی طول می کشد

از یونس بخشی

زحل یا کیوان، یا به باور رومیان اورانوس خدای کشاورزی، پدر زئوس (مشتری) و شوهر گایا (زمین). در زبان انگلیسی کلمه Saturday برگرفته از کلمهSaturn است.

زحل و حلقه های اسرار آمیز آن - عکس از NASA/ESAدر فاصله ای حدود 1.429.400.000 کیلومتر و یا 9.54 واحد نجومی دور تر از خورشید سیاره گازی زیبا با حلقه های اسرار آمیز ( دومین سیاره بزرگ) در گردش است که از گذشته ها شناخته شده بود. برای اولین بار گالیله در سال 1610 با استفاده از تلسکوپ ساخته خود اش تصویر عجیب و غریب سیاره را رصد نموده و از دیدن آن مات و مبهوت شد. او فکر می کرد که در حقیقت سه سیاره را دیده که یکی در داخل دیگر قرار دارند. نظارت های اولیه زحل به دلیل اینکه در زمان گردش برای ناظر زمینی گاه از لبه و گاهی هم از روبرو دیده میشود، بسیار مشکل و پیچیده به نظر میرسید، زیرا چهره زحل به علت جابجا شدن قطبین آن که باعث تغییر فصل ها می گردد، تغییر می کند.

در سال 1659 کریستیان هیگینز بصورت دقیق ساختار هندسی حلقه های زحل را آشکار ساخت. این حلقه ها در منظومه شمسی ما خاص و نادر بودند، اما در سال 1977 حلقه های ضعیف و کم رنگی بدور سیاره اورانوس و سپس بدور مشتری و نپتون نیز کشف گردید. برای اولین بار در سال 1979 سفینه فضایی پایونیر 11 و سپس ویجر 1 و 2 هر کدام به ملاقات این سیاره رفتند. سفینه فضایی کاسینی - هیجین (که تحت پروژه مشترک میان ناسا و ایسا به سوی زحل فرستاده شده) به تاریخ 1 جولای 2004 انجن اصلی خود را روشن کرد تا در دام جاذبه این سیاره بیافتد و در مدار آن قرار بگیرد. این سفینه تحت یک مأموریت چهار ساله قصد دارد تا سیاره حلقه دار را با اقمار اسرار آمیز، حلقه های حیران کننده و محیط مقناطیسی پیچیده آن بررسی کند.سفینه فضایی کاسینی و 40 دور گردش آن بدور تیتان - عکس از NASA در جریان این مأموریت، کاسینی 74 دور مداری، 44 گذر یا عبور نزدیک از کنار اقمار یخی آن را تکمیل می کند. زحل از چشم یک تلسکوپ کوچک بصورت یک سیاره مسطح ( هموار) دیده می شود. قطر استوای زحل (120،536 کیلومتر) با قطر قطبی (108،728 کیلومتر آن) حدود 10 درصد تفاوت دارد. این تفاوت به علت گردش سریع و حالت یا ساختار نرم و روان آن است. سیارات گازی دیگر نیز پهن و هموار اند، اما نه به این اندازه. از نظر غلظت و چگالی زحل با داشتن کمترین غلظت (0.7؛ کمتر از غلظت آب) کم چگال ترین سیاره در نظام شمسی ماست. ساختار آن همانند مشتری با 75 درصد از هایدروژن، 25 درصد هیلیوم و رگه های از آب، میتان، آمونیا و “سنگ” تشکیل شده و بیشتر به سحابی خورشیدی یا ابر عظیمی شباهت دارد که منظومه شمسی ما را ساخته است. ساختار داخلی زحل مرکب از هسته سنگی، لایه ای از هیدروژن مایع میتالیک و لایه ای از هایدروژن ذره ای یا مالکولی می باشد و نشانه های از مواد یخی دیگر نیز وجود دارد. هسته زحل بسیار داغ (12000 کلووین) بوده و به مراتب بیشتر از انرژی دریافتی از خورشید، انرژی را به فضا پرتاب می کند. زحل همانند مشتری بیشتر انرژی خود را در نتیجه میکانیزم کلوین هلموتز ( به هم فشردگی و تراکم گرانشی آهسته سیاره) تولید می کند. اما برای توضیح درخشش یا تابندگی زحل این موضوع قناعت بخش نبوده و شاید میکانیزم دیگری، احتمالأ بازتاب یا درخشش هیلیوم در اعماق هسته زحل دلیل آن است.
محتویات داخل ابر زحل عکس از NASAحلقه های زحل بسیار برجسته و در قسمت استوای سیاره پهن یا عریض تر است. جزئیات ابر های سطحی این سیاره که از زمین قابل رویت نمی باشند، تا زمان رسیدن ویجر ها مشخص نبود. در نیم کره جنوبی زحل لکه سرخ بیضی شکلی (شبیه چشم سرخ مشتری) دیده شده که مواد داخلی آن رنگ آبی را می بلعد و درخشش آن نسبت به رنگ آبی بیشتر است. هرگاه از زمین نگاه کنیم دو حلقه برجسته ( Aو B) و یک حلقه ضعیف یا کم نور (C) بدور زحل دیده می شود. خلاء یا فاصله میان حلقه های ( Aو B) را بنام شکاف یا منطقه کاسینی و خلاء کم نور در قسمت بیرونی حلقه (A) را بنام شکاف اینک می نامند.
تصاویر دریافتی از ویجر ها وجود چهار حلقه کم نور و ضعیف دیگر را بدور زحل نشان می دهد. در واقع حلقه های زحل برخلاف حلقه دیگر سیارات بسیار روشن، و نور را نسبت به سطح زحل بیشتر بازتاب می کنند. اگر چه این حلقه ها از زمین بصورت صفحه های هموار ( با ضخامت کمتر از یک کیلومتر) دیده می شوند، اما در حقیقت از ذرات متفاوت ( از یک سانتیمتر الی چندین متر) تشکیل شده اند که هرکدام بصورت مستقل در مدار خاصی بدور زحل می چرخند و مساحت یک تعداد محدود آن حتی به چندین کیلومتر میرسد. حلقه های زحل بطور فوق العاده نازک اند؛ با اینکه قطر آنها به 250 هزار کیلومتر میرسد. برخلاف ظاهر بهت انگیز، اجزای این حلقات به حدی کم جرم و کوچک اند که اگر همه را روی هم فشرده سازیم، بازهم جسمی با مساحت بیشتر از 100 کیلو متر را نمی سازد.
در نگاه اول این ذرات مرکب از یخ آب اند، اما احتمالأ ذرات سنگی با پوشش یخی نیز موجود می باشد. تصویر از حلقه F توسط سفینه فضایی کاسینی - عکس از NASAویجر ها، وجود پیچیدگی و عدم یکنواختی شعاعی را در حلقه ها که بنام ” پره چرخ” یاد می شود، تائید نمودند. وجود این پدیده تا هنوز مشخص نشده اما به احتمال زیاد با میدان مقناطیسی زحل ارتباط دارد. حلقه بیرونی F از چندین حلقه کوچک دیگر ساخته شده که “گره” یا بهم پیوستگی شان رویت می شوند. به باور دانشمندان این “گره” ها، توده هایی از مواد حلقه و یا اقمار بسیار کوچک اند. میان بعضی از اقمار زحل و سیستم حلقه ها رزونانس یا تشدید مداری پیچیده وجود دارد: (اطلس، پرومته و پاندورا) که بنام سیاره های چوپان نامیده می شوند، در حفظ حلقه ها بسیار مهم اند. به نظر میرسد که میماس مسئول معدودیت و کمبود مواد در شگاف کاسینی (شبیه خلاء کیرکوود در کمربند سیارک ها) است. پان در داخل شگاف ایینک و S/2005 S1 (قمر جدید زحل) در مرکز خلاء طشت قرار دارند. بنائأ تمام این سیستم بسیار پیچیده بوده و باید دقیق مورد مطالعه قرار گیرد. وجود حلقه ها بدور زحل ( و دیگر سیارات گازی) تا هنوز ناشناخته است، اما به احتمال زیاد همزمان با سیارات گازی تشکیل شده اند. این سیستم ها پایدار نبوده و طی مراحل جاری و به احتمال زیاد به علت شکست اقمار بزرگتر دوباره تشکیل می شوند. ساختار فعلی حلقه ها احتمالأ چند صد میلیون سال قبل تنظیم شده. نا گفته نماند که زحل نیز همانند دیگر سیارات گازی، میدان مقناطیسی مهمی دارد. زحل و اقمار آن تا سال 1997 تنها 18 قمر زحل شناخته شده بود، اما با استفاده از امکانات سفینه فضایی کاسینی تعداد اقمار زحل در جولای سال 2007 به 60 عدد رسید. از نظر بزرگی میماس، انسلادوس، تتیس، دیون، رئا، تیتان و پاپتوس قرار دارند که در فاصله های مختلف ( فاصله میماس با سیاره مادر 188 هزار کیلومتر و فوب دورترین آنها در فاصله حدود 16 میلیون کیلومتر) در گردش اند. به علت فاصله های مختلف زمان گردش برای هر قمر به دور زحل متفاوت است؛ که یک دور کامل برای نزدیک ترین آن 15 ساعت و برای دورترین آنها 550 روز را در بر می گیرد. ( اما بر اساس تازه ترین خبر در مورد کشف 9 قمر جدید در سال 2006، دوره تناوبی آنها بدور زحل بین 862 تا 1300 روز می باشد). بعضی از اقمار در یک مدار ثابت و پایدار مشترک می چرخند. جهت کسب اطلاعات در خصوص اقمار جدید زحل به این سایت مراجعه کنید. در ضمن یک مطلب تازه در مورد حلقه های زحل در سایت آسمان پارس منتشر شده است.

تصویر حلقه A از قسمت زیرین - عکس از NASAیک خبر جالب و تازه در مورد زحل تحت عنوان ” زحل یک اسفنج بزرگ دارد” در سایت ناسا نشر شده که قسمتی از آن را برایتان ترجمه کرده ام.بر اساس نظارت های اخیر سفینه فضایی کاسینی، یکی از حلقه های زحل در حال خانه تکانی است و در قمر یخی کوچک انسلادوس نیز فواره های از مواد جریان دارد. به گفته آقای فاررل از مرکز پروزا فضایی گودارد ناسا، هر چند فاصله میان حلقه A و انسلادوس 100 هزار کیلومتر است، اما یک ارتباط فیزیکی میان این دو وجود دارد. تا قبل از پرواز کاسینی، فکر می کردیم که این دو، اجرام مستقل و جداگانه ای اند، اما نظارت های دقیق کاسینی نشان داد که انسلادوس در واقع یک سهمی از جرم خود را در لبه بیرونی حلقه A حمل می کند. این پدیده برای ما حیران کننده بود.


دانشمندان کاسینی ( متخصصین پروژه سفینه فضایی کاسینی) برای اولین بار آبفشان های یخی را در قمر انسلادوس کشف کردند. تا قبل از آن، همه فکر می کردند که آبفشان ها محصول محتویات داخل حلقه
E می باشند. سپس معلوم شد که محیط یا فضای مقناطیسی زحل وزن خود را با برون ریختن یا فوران ساختن موادی که بعدأ به پلازما تبدیل می شوند ( گازی حاوی ذرات الکتریکی) از انسلادوس از دست می دهد. اکنون دانشمندان تائید کردند؛ پلازما، ابر حلقه ای شکلی را به دور زحل ایجاد می کند که این حلقه سپس توسط حلقه A ربوده می شود و در واقع حلقه A به صورت یک اسنفج، پلازما را جذب می کند. ادامه مطلب در اینجا.

یکشنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۶

سیاره ای که هزار زمین در دل آن گم می شود


سیاره ای که هزار زمین در دل آن گم می شود، اما با این بزرگی همانند آب میتواند از سوراخ دستشویه عبور کند. ژوپیتر، مشتری یا زئوس خدای یونانیان باستان، خدای خدایان، حاکم شهر اولمپ و حافظ دولت روم. زئوس فرزند کرونوس(زحل) بود. این ها اسامی پنجمین سیاره نظام شمسی ما؛ مشتری است.

در فاصله ای بیش از 778 میلیون کیلومتر یا ( 5.2 واحد نجومی) سیاره گازی ای با قطر 88846 کیلومتر و حجمی 1316 برابر زمین، قرار دارد که یک شبانه روز آن 10 ساعت و یک دور کامل آن بدور خورشید 12 سال زمینی طول می کشد. دانشمندان از قوه جاذبه شدید این غول گازی همواره به مثابه تخته خیز یا پرتاب سفنیه ها به بیرون و داخل منظومه شمسی استفاده کرده اند ( در مقاله مربوطه به سفر به دور دست ها این موضوع را بیشتر توضیح خواهیم داد) مشتری چهارمین شئی درخشان، بعد از ( خورشید، مهتاب و زهره) در آسمان شب است. از گذشته ها مشتری را به عنوان یک “ستاره سرگردان” می شناختند، اما در 1610 میلادی زمانیکه گالیله برای اولین بار تلسکوپ خود را به سوی آسمان نشانه گرفت، چهار قمر مشتری ( آی او، اروپا، گانیمد و کالیستو) را کشف و حرکات این سیارات را ثبت نمود. این اقمار تا هنوز به نام اقمار گالیله ای نامیده می شوند. این اولین کشف مهم از حرکت اجرام غیر مرکزی تا آن زمان بود و نکته بسیار مهم به حمایت از تئوری کوپرنیکوس ( یعنی مرکزی بودن خورشید و برخلاف نظریه زمین مرکزی)


مشتری سطح جامد و محکمی ندارد و مواد گازی آن تا اعماق داخل سیاره به شدت متراکم و چگال اند و فشار آن حدود یک اتموسفر است. این سیاره گازی حدود 90 درصد از هایدروژن، 10 درصد از هیلیوم، اندکی گاز میتان، آب، آمونیا و دانه های “سنگ” تشکیل شده و بیشتر به سحابی خورشیدی اولیه که نظام شمسی ما را تشکیل داد، شباهت دارد. اطلاعات ما در مورد قسمت های درونی یا زیر ابر های مشتری و دیگر سیارات گازی غیر مستقیم می باشد. ( اطلاعات بدست آمده از کاوش های اتموسفری سفینه فضایی گالیله فقط در مورد 150 کیلومتر زیر ابر های مشتری می باشد) این سیاره احتمالأ هسته سنگی به اندازه 10 تا 15 برابر جرم زمین دارد. بر روی این هسته قسمت عمده سیاره به شکل هایدروژن میتالیک مایع قرار دارد و چنین ساختار عجیب و غریب فقط تحت فشار 4 میلیون بار (1037 بار برابر با فشار آب سطح اقیانوس ها در زمین) امکان دارد. هایدروژن میتالیک مایع در ترکیب خود پروتون های ایونیزه شده و الکترون دارد ( شبیه قسمت داخلی خورشید اما با درجه حرارت بسیار کم). هایدروژن تحت فشار و اتموسفر داخلی مشتری مایع و نه گاز و به مثابه یک رسانای برقی ( هدایت کننده جریان برق) منبع عظیم میدان های مقناطیسی مشتری است و به احتمال زیاد در این قسمت هیلیوم و مواد دیگر بشکل یخ موجود است.

قسمت بیرونی سیاره از ذرات یا مالیکول های ابتدائی هایدروژن و هیلیوم ساخته شده و قسمت های داخلی و سطح بیرونی آن بشکل گاز می باشد و اتموسفری را که می بینیم فقط قسمت بالائی این لایه ضخیم را تشکیل می دهد.سفینه های فضایی پایونیر 10 در سال 1973 و سپس پایونیر 11، ویجر 1 و ویجر 2 و بلاخره اولیسیس یکی پس از دیگر به ملاقات مشتری رفتند. سفینه فضایی گالیله که در سال 1989 به سوی مشتری پرتاب شد به تاریخ 21 سپتامبر 2003 بعد از چهارده سال فعالیت به داخل ابر های چگال مشتری غوطه ور شد و به عمر خویش پایان بخشید.این سفینه اطلاعات زیادی را در مورد ساختار مشتری، اقمار متعدد آن بخصوص آی او و اروپا که دارای آب مایع اند، به زمین فرستاد. تلسکوپ فضایی هابل نیز بصورت منظم گاهگاهی این سیاره غول پیکر را زیر نظر دارد.

بر سطح مشتری همانند دیگر سیارات گازی، باد های بسیار تند و سریع با سرعت 400 کیلومتر در ساعت در عرض های جغرافیایی آن در وزش است، اما باد در قسمت های پائینی در جهت مخالف در عرض های مجاور جغرافیایی می وزد. چهره رنگارنگ و زیبای مشتری نتیجه ترکیبات کیمیاوی و درجه حرارت متفاوت در بین عرض های جغرافیایی آن است که هر خط یا نوار رنگی، به زنام زون یا منطقه و نوار تاریک آن بنام کمربند یاد می شوند. هر چند از گذشته های دور این خطوط دیده شده بود، اما گرداب یا حلقه های پیچیده آن در مرز میان خطوط برای اولین بار توسط سفینه فضایی ویجر1 آشکار گردید. سفینه فضایی گالیله نشان داد که باد های تند مشتری هزاران کیلومتر در قسمت داخلی سیاره می وزد و اتموسفر آن آشفته است. این همه نشانه آن است که باد ها نه به علت تابش خورشید بلکه به خاطر گرمای داخلی آن در حرکت اند. طوفانی به وسعت قاره امریکای جنوبی و شمالی یکجا که در مارچ 2007 به پا خواست، نشان میدهد که حرارت داخلی مشتری در تغییرات اتموسفری آن تأثیر عمده ای دارد. عکس توسط تلسکوپ فضایی هابل/NASA
رنگ های روشن و واضح ابر های مشتری نتیجه واکنش های سریع کیمیاوی در اتموسفر آن است که در ترکیب آن احتمالأ سلفر در رنگ های مختلف وجود دارد، اما جزئیات آن تا هنوز معلوم نیست. رنگ ها بر اساس لایه ابر ها متفاوت اند: آبی پائین ترین، سپس قهوه ای، سفید و رنگ سرخ بالاتر از همه و گاهگاهی از طریق سوراخ ها میتوان لایه های زیرین را دید.چشم یا خال سرخ که در دل آن دو زمین جا می شود.

چشم یا خال بزرگ سرخ رنگ مشتری حتی 300 سال قبل توسط کاسینی و یا روبرت هوک در قرن هفده دیده شده بود. این خال بیضی شکل حدود 12 تا 25 هزار کیلومتر یا به اندازه دو زمین مساحت دارد، اما چند خال کوچک دیگر در دهه های اخیر دیده شده. نظارت های فروسرخ و چرخش ابر های خال بزرگ نشان داد که یک منطقه ای با فشار بسیار بالا بوده و سطح ابر های آن نسبت به مناطق همجوار بلند تر و سرد تر است و نمی توان گفت که تا چه زمانی این گرداب خال گونه وجود خواهد داشت. انرژی پرتاب شده از مشتری به فضا، نسبت به انرژی دریافتی از خورشید به مراتب بیشتر است. داخل مشتری داغ است: هسته آن حدود 20 هزار کلووین حرارت دارد که در پروسه ای بنام میکانیزم کلوین هلموتز ( به هم فشردگی و تراکم سازی گرانشی آهسته سیاره) ایجاد می شود. بنابرین، مشتری انرژی خود را در اثر همجوشی هسته ای، کاری که در خورشید رخ میدهد، تولید نمی کند. هسته آن به حدی کوچک و سرد است که نمی تواند تعامل هسته ای را مشتعل سازد. به احتمال زیاد همین گرمای داخلی باعث انتقال گرما به اعماق مشتری؛ لایه های مایع گردیده و دلیل حرکت های پیچیده و متزاد در سطح ابر ها می باشند. سیارات گازی معمولأ به اندازه مشتری اند و هر قدر مواد بیشتر به آن اضافه شود در اثر نیروی جاذبه به هم فشرده شده و شعاع سیاره کمتر بزرگ می گردد. یک ستاره فقط بخاطر منبع گرمای هسته ای داخل آن می تواند بزرگتر باشد، اما مشتری حداقل باید هشتاد مرتبه بزرگ تر باشد تا به اندازه یک ستاره باشد.

میدان مقناطیسی ( مگنتوسفر) مشتری به مراتب از میادین مقناطیسی زمین بزرگتر است ( بیش از 650 میلیون کیلومتر؛ فراتر از مدار سیاره زحل. اما این میدان کروی نبوده و در جهت خورشید فقط چند میلیون کیلومتر وسعت دارد). به همین علت، اقمار مشتری در گذشته ها در داخل این میدان بوده و فعالیت های موجود در قمر آی او دلیل این ادعاست. بدختانه برای سفر های فضایی بعدی و برای طراحان ویجر و گالیله، فضای نزدیک مشتری نگرانی زیادی را ایجاد می کند، زیرا میدان مقناطیسی زرات بار یا انرژی داری را از خود به فضا پرتاب می کند. هر چند این ” تابش” مشابه تابش های میدان مقناطیسی زمین است اما به حدی شدید است که برای سلامت انسان خطر دارد. ویجر 1 در زمان عبور از کنار مشتری یک حلقه بسیار نازک و کوچکی را بدور آن آشکار ساخت که در مقایسه با حلقه های زحل بسیار تاریک و توان بازتاب نور آن 0.5 می باشد. این حلقه احتمالأ از ذرات بسیار کوچک سنگ تشکیل شده و برخلاف حلقه زحل ذرات یخ در ترکیب خود ندارد. به علت کشش مقناطیسی و اتموسفری، اقامت این ذرات در این محدوده دائمی نبوده و در نتیجه اثرات بسیار کند و آهسته کشش غبار در چهار قمر داخلی، به سوی آنها کشیده می شوند و به علت میدان جاذبه وسیع سیاره این اثر انرژی زیادی دارد. حلقه هاله ای شکل داخلی به علت تعامل با میدان مقناطیسی سیاره وسیع و پهن است.

در سال 1994، دنباله دار شومیکر – لیوی 9 با مشتری برخورد کرد و این پدیده نمایشی حتی با تلسکوپ های عادی قابل رویت بود. ذرات پراگنده شده در اثر این برخورد حتی با گذشت یکسال توسط تلسکوپ فضایی هابل دیده می شد. تاکنون بیش از 64 قمر بزرگ و کوچک مشتری کشف شده که ادامه مطلب ما را شرح چند عدد آن به خود اختصاص خواهد داد. به علت اثرات جذر و مد میان اقمار و خود سیاره، گردش مشتری رو به کندی می رود و این نیرو به نوبه خود مدار اقمار را تغیر داده و با کندی آنها را از مشتری میراند. اقمار آی او، اروپا و گانیمید در رزونانس یا تشدید مداری 1: 2: 4 قفل و مدار آنها یکجا به بیرون کشیده شده و قمر کلیستو نیز یک بخشی از این مدار مشترک را تشکیل میدهد. ادامه دارد.

دوشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۶

احتمال برخورد یک سیارک با مریخ

برگردان: یونس بخشی

واشنگتن – ستاره شناسان با حمایت ناسا، بر گذر یک سیارک بنام 2700WD5 با وسعت 50 متر که قرار است در اخیر ماه جنوری 2008 از مسیر سیاره مریخ عبور کند، نظارت دارند. رصد های ارایه شده از سوی ستاره شناسان و تحلیل های دفتر اجرام مجاور زمی موقعیت احتمالی سیارک در 30 جنوری 2008ن Near-Earth Object Office در لابراتوار نیروی جت JPL Jet Propulsion Laboratory در پاسادنا نشان می دهد که این جرم آسمانی در ساعات 6 صبح وقت شرقی (3 صبح اوقیانوس آرام)30 جنوری 2008 احتمالأ از فاصله 30 هزار مایل (48300 کیلومتر) سیاره مریخ عبور می کند. (یک بر هشتم فاصله زمین و مهتاب که 380000 کیلومتر می باشد – مترجم)

آقای دون یومنز – مدیر دفتر اجرام مجاور زمین در JPL می گوید سیارک 2700WD5 فعلأ در نیمه راه میان زمین و مریخ با سرعت حدود ( 47800 کیلومتر در ساعت) در حال نزدیک شدن است و امیدواریم تا طی چند هفته با کسب اطلاعت بیشتر از نظارت ها، بتوانیم مسیر گذر سیارک را بیشتر تصحیح کنیم”.باید گفت ناسا همواره بر گذر سیارک ها و دنباله دار های که از نزدیک زمین عبور می کنند، نظارت دارد. پروگرام نظارت بر اجرام مجاور زمین که “حفاظت فضا” نامیده می شود، مدار این اجرام را طراحی می کند تا مشخص شود که آیا برای سیاره ما تهدیدی را ایجاد می کنند یا خیر؟سیارک 2700WD5 برای اولین بار در 20 نومبر 2007 با حمایت ناسا در احصایه آسمانی بنام کاتالینا Catalina Sky Survey کشف شد و بخاطر اینکه مدار آن از نزدیک زمین عبور می کرد در “فهرست نظارت” گنجانیده شد.

نظارت های بیشتر فضایی ناسا در قله کیت – اریزونا و در رصد خانه ریدج مگدالینا در نیو مکسیکو، اطلاعات علمی کافی ای ارایه نمود که نشان می دهد این سیارک برای زمین احتمال خطر نداشته اما با سیاره مریخ برخورد خواهد نمود. این موقعیت سیارک را عضو گروپ اجرام کوچکی قرار داد که هم در مجاورت زمین و هم جزو اجرام ” برخورد با مریخ” نامیده میشوند.به علت عدم اطمینان در مورد مدار دقیق سیارک، احتمال برخورد آن با مریخ 1 بر 75 میباشد. اگر این رویداد غیر محتمل اتفاق بیافتد، سیارک با قسمتی از همواری های نیم کره ش مالی، جائیکه مریخ نورد فرصت Opportunity قرار دارد، برخورد خواهد نمود.

(اما در نتیجه رصد های انجام شده به تاریخ 2 جنوری 2008 و رصد های 29، 31 دسمبر 2007 از سوی رصد خانه ریدج مگدالینا در نیو مکسیکو، احتمال برخورد این سیارک با مریخ 1 بر 25 کاهش یافته که با رصد های بعدی در روز های آینده بیشتر مشخص می شود)

به گفته ستیف چیسلی یکتن از دانشمندان در JPL ” ما تخمین زده ایم که در هر هزار سال یبکار اینگونه برخورد با سیاره مریخ رخ می دهد. اگر سیارک 2700WD5 به تاریخ 30 جون با مریخ برخورد کند، بر اساس محاسبات ما با سرعت حدود 48300 کلیومتر در ساعت برخورد نموده و حفره ای با قطر بیش از 800 متر ایجاد می نماید. مریخ نورد فرصت فعلأ مشغول کاوش یک حفره با اندازه مشابه می باشد.اینگونه برخورد حدود سه مگا تن انرژی آزاد می کند.

دانشمندان معتقد اند که در سال 1908یک جرم مشابه در منطقه تنگوسکای – سایبریا سقوط نمود اما حفره ای را ایجاد نکرد، چون قبل از ورود به سطح، اتموسفر زمین آن را چند پارچه ساخت، ولی انفجار هوایی آن یک بخش عظیمی از جنگ غیر مسکونی را تخریب کرد.
ناسا و همکاران، ردپای سیارک 2700WD5 را دنبال خواهند کرد و در ماه جنوری زمانی که اطلاعات بیشتری بدست آمد در دسترس علاقمندان قرار می دهند.
جهت اطلاع بیشتر در مورد برنامه اجرام مجاور زمین به اینجا بروید.

منبع: ناسا