![]() |
تاچند روز دگر این کودک باید 33 برابر قیمت فعلی نان بخرد |
وضعیت مهاجرین افغانستان مرا به یاد ضرب المثل دم دستی مادر بزرگ می اندازد"پای فقیر لنگ نیست و کنج دنیا تنگ نیست". هروقت پدر و مادرم از وضعیت نابسامان زندگی یاد میکردند، مادر بزرگ بلافاصله این جمله را یاد اوری میکرد و میگفت اگر وضعیت غیرقابل کنترل شود میرویم و میکوچیم-میرویم بجای که بجز خدا هیچکس نباشد . او داستان برادرش را قصه میکرد که در زمان ظاهرشاه بخاطر مالیه سرسام آور مرسوم به " روغن کته پاوی" و دگر اشکال مالیه های سنگین به خراسان ایران رفته و حال ساکن آنجاست. داستانهای زیادی از این قبیل مهاجرتها وجود دارد. دوسال پیش خانم داکتری را در کابل دیدم. او از قزاقستان بود و میگفت من "هزاره" ام. گفتم چطور؟ گفت: "فکر میکنم ما سالها قبل از افغانستان کوچیدیم"( شاید منظورش دوره عبدالرحمن بود).

از طرف دگر بی توجهی مقامات افغان نسبت به مهاجرین مزید برعلت شده است. آنها آنقدر مصروف مسایل شخصی و زد و بندهای سیاسی داخلی اند که فراموش کرده اند مهاجران افغان نیز بخش از جامعه ی افغانستان است و باید در مورد آنها تدابیری سنجید. ما برای مدیریت امور مهاجرین یک وزارت داریم ولی این وزرات تنها کاری که نمیکند همین است.
پیامد قانون جدید دولت ایران بازگشت انبوه مهاجران افغان به کشور است و بازگشت آنها موجی از بیکاری و نارضایتی را بوجود خواهد آورد.اگر به این وضعیت به شکل درست پرداخته نشود پیامد زیانبار اجتماعی و انسانی خواهد داشت. دولت باید از همین حالا برای فراهم آوری زندگی آبرومندانه برای شهروندان اش در خارج کشور برنامه ریزی کند ویا زمینه بازگشت آنانرا فراهم نماید و این امری است خیلی دُشوار اما نا ممکن بنظر نمی رسد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر