Ads 468x60px

شنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۸۶

ایجاد وبلاگ در بلاگر

منبع: وب 3

بلاگر از محبوبترین سرویسهای وبلاگنویسیِ است که بیشترین وبلاگها را در مقایسه با دیگر سرویس دهنده ها به خود اختصاص داده است. بلاگر* در سال 1999 توسط پایر لبز (:Pyra Labs) ایجاد و در سال 2003 توسط گوگل خریداری شد. ایجاد وبلاگ در بلاگر در مقاله ی «راهنمای کامل ایجاد وبلاگ در بلاگر» بصورت مرحله به مرحله آموزش داده شد. در این مقاله بخش های مختلف، تنظیمات و نکاتِ مهم وبلاگنویسی در بلاگر توضیح داده میشود.

.

web3bloggerlogo

.

بخش ها و تنظیماتِ بلاگر:

برای ورود به حساب خود در بلاگر به http://www.blogger.com رفته، نام کاربری و رمز عبور جیمیل خود را وارد کرده، «ورود به سیستم» را بفشارید.

web3bloggpressb0

.

0- مجموعه اطلاعات:
از «مجموعه اطلاعات» به مهمترین بخش های مدیریت وبلاگهای خود در بلاگر دسترسی دارید، برای ورود به بخش مورد نظر روی عنوان آن بخش کلیک کنید.

web3bloggpressb16

برای اعمالِ تنظیماتی که در بخشهای مختلفِ تنظیمات و چیدمان بر می گزینید «ذخیره تنظیمات» را بزنید، بدون فشردنِ «ذخیره تنظیمات» تغییرات اعمال نخواهند شد.

.

.

1- ارسال پیام:
الف. ارسال پیام > پیام: مطلب مورد نظر را نوشته، برای مطلب خود عنوانی وارد کرده و روی «انتشار پیام» کلیک کنید تا در وبلاگ منتشر شود. امکاناتِ ویرایشی بلاگر شبیه ویرایشگرهای متن همچون ورد میباشد. با نگه داشتنِ نشانگرِ موس روی هر کدام از دکمه ها، توضیحات مختصری در مورد عملکردِ آن دکمه نمایان خواهد شد. در مقابل «برچسبهای پیام» برچسبهای مورد نظر خود را برای نوشته بنویسید. «نمایش همه» برچسبهایی که برای مطالب گذشته برگزیده اید را نمایش میدهد، کلیک روی هر کدام از برچسبها آن برچسب را به نوشته ی کنونی نیز اختصاص میدهد. برچسب ها یافتنِ مطالب وبلاگ را برای موتورهای جستجو آسان میکنند، همچنین برای دسته بندی مطالب وبلاگ به کار می آیند.
با فشردن «گزینه های ارسال» امکانات بیشتری در اختیار خواهید داشت. از «نظرات خواننده» تعیین میکنید که کاربران مجاز به گذاردن دیدگاه برای آن مطلب باشند یا خیر. از «پیوندهای برگشت» نمایش یا عدم نمایش بازتابها را تعیین میکنید. پیوندهای برگشت لینکها و خلاصه ی مطالبی که در مورد مطالب وبلاگ شما در وبلاگها و سایتهای دیگر نوشته میشود را نمایش میدهد.
تاریخ و ساعتی که در بخش «تاریخ و ساعت» تعیین میکنید؛ چنانچه تاریخ و ساعتی از آینده باشد، مطلب بصورت خودکار در آن زمان از آینده منتشر خواهد شد. چنانچه تاریخ و ساعتی از گذشته باشد، مطلب قبل از مطالبی که بعد از آن تاریخ منتشر کرده اید قرار خواهد گرفت. برای انتشار در زمان حاضر، تاریخ و زمان را تغییر ندهید. با کلیک روی «اکنون ذخیره شود» میتوانید مطلب را ذخیره کرده و هرگاه مایل بودید ویرایش و منتشر کند.
برای نوشتن و نشر مطالب خود در بلاگر از ابزارهای وبلاگنویسی مانندِ ویندوز لایو رایتر و Scribe Fire استفاده کنید. این ابزارها امکاناتِ گسترده ای را برای وبلاگنویسی سریع و حرفه ای فراهم کرده اند.

web3bloggpressb17

.

اسلاگ انگلیسی برای مطالب بلاگر:
به دلایلِ متعدد پیشنهاد میشود برای مطالب، اسلاگ (:آدرس) انگلیسی تعیین کنید. اما در بلاگر بخشی برای تعیین اسلاگ پیش بینی نشده است، برای تعیین اسلاگ انگلیسی ابتدا مطالب را با عنوان انگلیسی منتشر کرده، سپس به ارسال پیام>ویرایش پیامها، رفته، مطلب را ویرایش کرده و عنوان فارسی مورد نظر را جایگزین کنید.

.

ب. ارسال پیام > ویرایش پیامها: تنظیمات، اطلاعات و کامنتهای هر یک از نوشته ها در دسترس هستند. میتوانید نوشته ها را ویرایش یا حذف کنید یا تنظیمات آنها را تغییر دهید.
پیش نویسها؛ مطالبی هستند که ذخیره شده بدون اینکه منتشر شده باشند، برنامه ریزی شده ها؛ مطالبی هستند که برای انتشار خودکار در آینده تنظیم شده اند. منتشر شد؛ مطالب منتشر شده میباشند.

ج. ارسال پیام > تعدیل نظرات: بر نظرات مدیریت کنید. کامنت های بررسی نشده را منتشر (:تایید) یا رد (:حذف) کنید. برای مشاهده ی تفکیک شده ی نظراتِ مربوط به هر مطلب، روی «نام پیام» در مقابلِ ترتیب بندی کلیک کنید.

.

.

2- تنظیمات:

web3bloggpressb6

الف. تنظیمات > اصلی: تغییر عنوانِ وبلاگ و افزودنِ توضیح مختصر در مورد وبلاگ در این بخش امکان پذیر است.
چنانچه مایل نیستید که وبلاگ توسط موتورهای جستجو ایندکس شود، از مقابل «آیا اجازه میدهید موتورهای جستجو وبلاگ شما را پیدا کنند»، «خیر» را برگزینید. «ویرایش سریع» بعد از اینکه به وبلاگ خود در بلاگر وارد شدید، آیکنی را نمایش میدهد که با کلیک بر روی آن قادر به ویرایش مطالب وبلاگ خواهید بود.
«پیوندهای ایمیل پیام» به بازدیدکنندگان امکان می دهد به سهولت پیام ها را از وبلاگ شما به دوستان خود ایمیل کنند.
در صورت تعیین وبلاگ بعنوان «محتوای مربوط به بزرگسالان» بازدیدکنندگان وبلاگ، پیام هشداری را مشاهده خواهند کرد و برای ادامه بازدید از وبلاگ از آنها درخواست تأیید می شود.
با فشردن «حذف وبلاگ» وبلاگ بصورت کامل حذف میشود. در صورت حذف وبلاگ، همه ی مطالب آن نیز حذف خواهند شد.
بلاگر درون ریزی و برون ریزی وبلاگ از دیگر سرویسهای وبلاگنویسی را میسر کرده است، به draft.blogger.com رفته، به تنظیمات>اصلی بروید. برای درون ریزی وبلاگ از سرویسهای دیگر روی «وارد کردن وبلاگ» و برای پشتیبان گیری یا انتقال به سرویسهای دیگر روی «ارسال وبلاگ» کلیک کنید.

ب. تنظیمات > منتشر کردن: آدرس وبلاگ را تغییر دهید یا آنرا به دامنه ی شخصی ریدایراکت کنید. این امکان در صورتِ فیـ.لتر شدنِ وبلاگ نیز مفید خواهد بود.

ج. تنظیمات > قالب بندی: از مقابل نمایش، تعدادِ پیامهای قابل نمایش در صفحه ی اصلی وبلاگ را بر مبنای روز یا مطلب تعیین کنید.
قالبِ (:نحوه ی نمایشِ) تاریخ در بخش های مختلفِ وبلاگ نیز قابل تنظیم است. سرصفحه تاریخ؛ تاریخی است که بالای مطالب نمایش داده میشود. تاریخ فهرست بایگانی؛ تاریخ بخش بایگانی است که اغلب در ستون وبلاگ قرار میگیرید. مهر زمان؛ زمان و تاریخی است که اغلب در ذیل هر مطلب نمایش داده میشود. منطقه ی زمانی را برای ایران روی 3:30+ تهران تعیین کنید. از مقابل زبان، زبان وبلاگ تعیین میشود.
متن یا کد اچ تی ام ال که مایل هستید همیشه بصورت خودکار در آغاز مطالب درج شود را در مقابل «الگوی پیام» بیفزایید.

د. تنظیمات > نظرات: نمایش یا عدمِ نمایشِ نظرات را تعیین کنید.
از مقابل «چه کسی می تواند نظر بدهد؟»، «هر شخصی ـ از جمله کاربران ناشناس» اجازه میدهد تا کاربران بدون وارد کردن مشخصات نیز نظر بگذارند. «کاربران ثبت شده - از جمله OpenID» کاربران را برای نظر دادن ملزم به وارد کردن شناسه میکند. «کاربران اعتبارهای کوگل» تنها به کاربران جیمیل اجازه میدهد که کامنت بگذارند. «فقط اعضای این وبلاگ» اجازه ی نظر دادن به کسانی که عضو وبلاگ نباشند را نمیدهد.
نظر از تعیین جا: «تمام صفحه»؛ کاربران برای نظر دادن در مورد هر مطلب و دیدن نظرات آن باید وارد صفحه ی ویژه ی نظرات آن مطلب شوند. «پنجره گشودنی»؛ کادر نظرات در پنجره ی گشودنی باز خواهد شد.

پیوندهای برگشت: مطالب صفحات موجود در وب را که به پست های وبلاگ پیوند داده اند ردیابی و نمایش میدهد.
پیام فرم نظر خواهی: متن مورد نظر خود را در کادر وارد کنید تا برای کسانی که میخواهند نظر دهند نمایش داده شود.
بررسی نظرات: «همیشه» مدیریت بر همه ی نظرات را فعال کرده و هیچ نظری قبل از تایید منتشر نخواهد شد. «فقط در پستهای قبل از تعداد روزهایی که تعیین میکنید»؛ مدیریت بر نظرات را فقط بر مطالب منتشر شده قبل از آن روزها فعال میکند و نظرات جدید بدون نظارت منتشر خواهند شد. «هرگز»؛ همه ی نظرات بدون هیچ نظارتی منتشر خواهند شد.
آدرس ایمیل: با وارد کردن ایمیل مورد نظر اگر شخصی غیر از اعضا درباره وبلاگ شما نظر بدهد، به این آدرس ایمیل میشود. در صورت عدم تمایل برای دریافت این ایمیل ها، این قسمت را خالی بگذارید.
«کلمه تأييد برای نظرات»: کسانی که می خواهند نظرات خود را در وبلاگ درج کنند باید مرحله تأیید کلمه (:کپچا) را بگذرانند، با این کار از ارسال نظرات ناخواسته کاسته میشود.
«نمایش تصاویر نمایه مربوط به نظرات»: قبل از نامِ نظر دهنده، آیکونی را که نمایانگر سرویس مورد استفادۀ او میباشد را نمایش میدهد.
ایمیل اعلام نظر: حداکثر 10 آدرس ایمیل وارد کنید، نظرات وبلاگ به آن آدرس های ایمیل ارسال میشوند.

ه. تنظیمات > بایگانی: «فراوانی بایگانی»؛ نوعِ نمایش بایگانی (:روزانه، هفتگی و ماهانه) که از طریق ابزار بایگانی در ستون وبلاگ نمایش داده میشود را تعیین میکند.
«صفحات پیام فعال شود» علاوه بر نمایشِ پيامها در صفحه اول وبلاگ، در صفحات پيام نيز يک صفحه وب را به خود اختصاص میدهد. در صورت غیر فعال کردنِ این گزینه مطالبِ وبلاگ تنها در صفحه اول وبلاگ نمایش داده شده، وبلاگ فاقد صفحاتی برای مطالب خواهد بود.

و. تنظیمات > عناوین خبری سایت: تنظیماتِ خوراک (:فید) را در این بخش تعیین کنید. تعیین کنید که خوراک مطالب، پیامها و خوراک پیامهای هر نوشته بصورت کامل یا خلاصه نمایش داده شود یا فاقد خوراک باشد.
«آدرس اینترنتی تغییر یافته عناوین خبری پیام»؛ آدرسِ خوراکِ پخته شده ی وبلاگ در فید برنر را در این قسمت وارد کنید، بلاگر خوراکهای اصلی را به این آدرس هدایت خواهد کرد. «ارسال پانویس منابع خبری»؛ متن یا کد وارد شده را در خوراک نمایش میدهد.

ز. تنظیمات > ایمیل: «آدرس BlogSen» مطالبِ منتشره در وبلاگ به صورت خودکار به ایمیلهای وارد شده در این قسمت ارسال خواهد شد. در «آدرس ایمیل به Blogger» آدرسی را تعیین کنید، از این آدرس برای ارسال مستقیم متن و تصاویر (حداکثر تا اندازه 10 مگابایت) به وبلاگ خود استفاده کنید. میتوانید تعیین کنید که ایمیلها فورا منتشر شوند یا بصورت پیش نویس ذخیره شوند.

ح. تنظیمات > OpenID: آدرس وبلاگهای بلاگر بعنوانِ OpenID نیز قابل استفاده هستند. سایتهایی که دسترسی شان را به به آدرس وبلاگ بعنوان شناسه ی باز تایید میکنید در این صفحه نمایش داده میشوند.

ط. تنظیمات > مجوزها: تا 100 نویسنده به وبلاگ بیافزایید. کسانی را که قادر به مشاهده ی وبلاگ میباشند را تعیین کنید. «هر کس»، «افرادی که انتخاب میکنید» یا «فقط نویسندگان»، برای مشاهده ی وبلاگ قابل تعیین میباشند.

.

کادر نظرات در وبلاگهای بلاگر در ذیل مطالب، مانند وردپرس:
کامنت گذاردن در بلاگر بسیار آزار دهنده بود، اما اخیرا این مشکل بر طرف شده است. برای نمایش نظرات و کادر نظرات ذیل مطالب، از http://draft.blogger.com وارد حساب خود در بلاگر شده، به تنظیمات>نظرات، رفته، از مقابل «نظر از تعیین جا»، «پیام الحاقی زیر» را برگزینید.

چنانچه در کدهای قالبِ وبلاگ تغییراتی داده شده باشد، ممکن است بعد از انجام مراحل بالا بخش نظرات تغییر نکند. برای حل مشکل، به چیدمان>ویرایش html ، رفته، تیک «گسترش الگوهای عناصر صفحه» را زده و کدهای زیر را بیابید. اگر یافتن کدهای زیر برای شما مشکل است، کافی است postCommentMsg را جستجو کنید.


کدهای بالا را حذف کرده، کدهای زیر را که از جعبه ی دانلود وب 3 و از اینجا قابل دانلود است، جایگزینِ آنها کنید.


«ذخیره الگو» را بفشارید و از کادر جدید کامنت در بلاگر لذت ببرید. نمونه ی کادر توکار نظرات را در اینجا میتوانید مشاهده کنید.

.

web3bloggpressb20

.

.

3- چیدمان:
الف. چیدمان > عناصر صفحه: از ویرایش در پیامهای وبلاگ، پارامترهای مختلفِ بخش مطالب و عناوین آنها قابل تنظیم و تغییر میباشد. از ویرایش در سرصفحه، تنظیمات عنوان، توضیح وبلاگ و برای برخی قالبها نیز تعیین عکسی برای سرصفحه امکان پذیر است.
برای افزودن ابزار به ستون یا ستونهای وبلاگ از بخش مورد نظر «افزودن یک ابزار» را فشرده، از پنجره ی گشوده شده روی ابزار مورد نظر کلیک کرده، ابزار را تنظیم و «ذخیره» را بفشارید. با کشیدن و رها کردن، ابزارها را در محل مورد نظر قرار دهید. برای تغییر تنظیمات ابزارها یا حذف ابزارها، «ویرایش» را از ابزار مورد نظر را بفشارید، تنظیمات آنها را تغییر داده یا آنها را حذف کنید.

web3bloggpressb21

.

معرفی اجمالی ابزارهای بلاگر:

صدها ابزار مختلف در بخشهای اصلی، دارای ویژگی، معروف ترین ها و جديدترين، و از طریق مقوله ها (:دسته های مختلف) در دسترس هستند. از «افزودن موارد خود» ابزارهای دیگر نیز قابل افزودن هستند. ابزارهای بلاگر در مقاله ای جداگانه مفصلا بررسی خواهند شد. در اینجا ابزارهای اصلی بلاگر به اختصار معرفی میشوند.

لیست وبلاگ: وبلاگهای مورد نظر را که در مجموعه ی وبلاگ ها قرار دارند نشان میدهد. دنبال كننده ها: لیست كاربرانی را نمایش می دهد كه وبلاگ شما را دنبال می كنند.
نمایش اسلاید: یک نمایش اسلاید از عکس هایتان را به وبلاگ اضافه میکند.
پیوندهای اشتراک: ابزارهایی برای افزودنِ خوراک وبلاگ به خوراک خوانها نمایش میدهد. رأی: نظرسنجی در مورد گزینه ها و مسائل دلخواه به وبلاگ می افزاید.
لیست: ليستی از کتابهای مورد علاقه، فيلمها يا موارد دلخواه را اضافه کنيد.
لیست پیوند: مجموعه ای از سايت ها، وبلاگها يا صفحات وب مورد علاقه را بیفزایید.
عکس: عکسی را از رايانه خود يا از آدرس اینترنتی اضافه کنيد.
متن: با ويرايشگر متن پيشرفته، عبارات دلخواه را به وبلاگ بیفزایید.
HTML/JavaScript: کدهای جاوا یا html را به وبلاگ اضافه کنيد.
عناوین خبری: خوراک دلخواه را به وبلاگ بیافزایید.
برچسبها: کليه برچسب های مطالبِ موجود وبلاگ را نمايش میدهد.
فیلم خبری: عناوین فعلی اخبار گوگل را نمایش میدهد.
نوار فيلم: کليپ های YouTube و Google Video را نمایش میدهد.
آرم: برای حمایت از بلاگر یکی از انواع مختلف آرم های بلاگر را به وبلاگ بیفزایید.
نمایه: اطلاعات مربوط به خودتان را نمایش دهید.
بايگانی وبلاگ: پيوندهای مربوط به مطالب وبلاگ را نمایش میدهد.
سرصفحه: توضیحات و عنوان وبلاگ را نمایش میدهید.

.

ب. چیدمان > فونت ها و رنگها: رنگ و فونت بخشهای مختلفِ وبلاگ را به دلخواه خود تغییر دهید. بخشِ مورد نظر را از بالا راستِ صفحه انتخاب کرده روی رنگِ دلخواه کلیک کنید یا کدِ رنگ مورد نظر را در بخش «ویرایش کد شش رقمی رنگ» وارد کرده، اینتر را بفشارید. نوع و اندازه ی فونت بخشهای مختلف نیز به همین روش قابل تعیین است. پیش نمایش تغییرات در بخش پایینی نمایش داده میشود.

web3bloggpressb10

.

ج. چیدمان > ویرایش HTML: قالب وبلاگ را ویرایش یا قالب دلخواه خود را بارگذاری کنید. برای بارگذاری قالب Browse را زده، از پنجره ی باز شده قالب مورد نظر را که با پسوند xml خواهد بود، Open کرده، «بارگزاری» را بفشارید. برای برخی ویرایشها باید تیک «گسترش الگوهای عناصر صفحه» را بزنید. ترجیحا قبل از ویرایش الگو، با کلیک روی «بارگیری الگوی کامل» قالب وبلاگ را دانلود کنید تا یک نسخه ی پشتیبان از قالب خود داشته باشید. «بازگرداندن الگوهای عنصر صفحه به حالت پيش فرض»، قالب را به حالت پیش فرض برمیگرداند. چنانچه الگوی جدیدی برای وبلاگ بارگذاری کنید، تنظیمات عناصر صفحه از دست خواهند رفت. پس از فشردنِ «بارگذاری» اغلب اخطار «لطفاً حذف عناصر صفحه زیر را تأیید کنید، کلیه داده های پیکربندی عناصر صفحه از بین می رود» نمایش داده میشود. برای ادامه ی کار و تغییر قالب روی «تایید و ذخیره» کلیک کنید.

web3bloggpressb18

.

تغییر قالب؛ قالب فارسی برای بلاگر:

بلاگر از زبان فارسی نیز پشتیبانی میکند، اما قالبهای بلاگر برای زیباتر و استاندارد شدن باید فارسی سازی شوند. به بخشِ پوسته ها در بلاگر فارسی رفته از میانِ قالب های فارسی سازی شده، قالب دلخواه را دانلود کنید. Rounders3 از زیباترین و محبوب ترین قالب های پیشفرضِ بلاگر به دو شکل دو ستونه و سه ستونه، توسط وب 3 فارسی سازی شده است. Rounders3 دو ستونه را از اینجا و Rounders3 سه ستونه را از اینجا یا از جعبه ی دانلود وب 3 میتوانید دانلود کنید. برای باگذاری قالب در بلاگر، به چیدمان>ویرایش HTML، رفته، Browse را زده، قالب فارسی سازی شده ای که دانلود کرده اید و با پسوند xml میباشد را از پنجره ی باز شده Open کرده، روی «بارگذاری» کلیک کنید. نمونه ی قالبِ Rounders3 دو ستونه در http://rounders3fa.blogspot.com و Rounders3 سه ستونه در http://rounders3col3fa.blogspot.com قابل مشاهده است.

.

د. چیدمان > انتخاب الگوی جدید: الگوی وبلاگ را عوض کرده و یکی دیگر از الگوهای پیشفرض بلاگر را بعنوان قالب وبلاگ انتخاب کنید. بلاگر 16 قالب پیشفرض دارد که با محاسبه ی انواع مختلف برخی از آنها، 38 قالب میباشند. همچنین میتوانید قالبِ دلخواه خود را از اینترنت دانلود کرده، به چیدمان>ویرایش HTML، رفته و آنرا بارگذاری کنید.

.

نوار بلاگر: بخشهای «پیام جدید»، «سفارشی کردن»، «خروج از سیستم» و «جستجوی وبلاگ» از طریق نواری که بالای وبلاگهای بلاگر نمایش داده میشود، در دسترس هستند. با فشردن «وبلاگ پرچم دار» تخلف وبلاگها را به بلاگر گزارش دهید.

.

بیرون رفتن از بلاگر: چنانچه از رایانه های عمومی برای ورود به حساب خود در بلاگر استفاده کرده اید، هنگام ترک رایانه، از نوار بالای وبلاگ روی «خروج از سیستم» کلیک کنید تا از بلاگر خارج شوید. در فایرفاکس به Tools>Claer Privat Data رفته، همه ی تیک ها را زده و روی Claer Privat Data Now کلیک کنید. در اینترنت اکسپلورر به Tools>Delet Browsing History رفته، روی Delet all کلیک کنید. در غیر این صورت کاربران دیگر که از آن رایانه استفاده میکنند قادر به ورود به حساب شما خواهند بود.

چهارشنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۶

تبارشناسی غزل امروز

از وبلاگ جاوید فرهاد

بازخوانی ونقد یک غزل

بخش سیزدهم:

" بهار رفت و بهار آمد و بهار گذشت

نیامدی توو یک سال آزگار گذشت

نیامدی تو و ابر از غم نیامدنت

چنان گریست که آب از سر بهار گذشت

بهارآمد وپاییزرفت؛ اما حیف

تمام عمرکلاغان به قارقار گذشت

بهار از پس سرمای تیره سربرکرد

بهار ازسرتقصیر روزگارگذشت" ( شاعرمهدی جهان دار)

بسیاری از منتقدین، روش هنجارمند در زمینه ی نقد را از لحاظ تسلسل، ارجح می دانند؛ اما نگارنده ی این قلم، با توجه به روش وارونه نگری، تسلسل هنجارمند در عرصه ی نقد نویسی را مزاحمتی برای روند سیال ذهن در فرایند نقد می دانم. از این رو بی توجه به روش های عمودی و افقی در نقد، یادداشت هایم را بدون تسلسل درباره ی غزل " مهدی جهان دار" آغاز می کنم:

پراکنده گی در مفهوم:

پراکنده گی در مفهوم این غزل، ازشمارآسیب های چشمگیراست؛ و حتا این آسیب درترکیب یک بیت به کلی قابل رؤیت است. تأکید بر مسأله ی" رفتن، آمدن و گذشتن بهار" درجریان " یک سال آزگار" پراکنده گی و – به نوعی – تناقض نامفهوم و بیهوده یی است که عدم دقت شاعر را در زمینه ی بافت محتوا در شعر می رساند:

" بهار رفت و بهارآمد و بهارگذشت

نیامدی تو و یک سال آزگار گذشت"

بدون تردید در یک سال بهار فقط یکبار می آید و یکبارمی رود، تأکید دوباره بر مسأله ی گذشتن بهار( بهار گذشت) به نوعی برای پرکردن وزن و خلاء قافیه آورده شده است که افزون بر آسیب فنی، موضوع را به گونه ای پراکنده و با تناقض مفهومی، مطرح کرده است.

تکرار بیهوده ی واژه ها:

تکرار واژه ها در زبان شعر، زمانی ویژه گی پنداشته می شود که با هربار تکرار، یک واژه ( یا واژه ها) بتواند مفهوم را مهم و چند لایه درغزل امروز مطرح نماید؛ در این غزل، تکرار هفت بار واژه ی " بهار" دریک غزل چهاربیتی، بسیار تهوع آوراست. مانند: بهار رفت، بهارآمد و بهار گذشت در مصرع اول، ازسربهارگذشت درمصرع چهارم، بهارآمد در مصرع پنجم، بهار از پس سرمای ... در مصرع هفتم، و بهار ازسر تقصیر... در مصرع هشتم.

ناتمام بودن مفهوم درغزل:

نقص مهم دیگر دراین غزل، ناتمام بودن مفهوم به لحاظ ساختار است. از آغاز تا فرجام این غزل، محتوا به گونه ی ناتمام ارائه شده است؛ زیرا هنگامی که این غزل را مخاطب بادقت بخواند ( و یا بشنود) احساس نوعی ناتمامی مفهوم برایش دست می دهد. از این رو شاعر اگر کمی بی حوصله و بی تجربه و تنبل نمی بود، می توانست بهار را بهانه یی برای کامل ساختن ناتمامی های مفهومی قرار بدهد.

سطحی نگری در محتوا:

یکی از ویژه گی های مهم درغزل امروز، ساده نگری ژرف، درارائه ی محتواست؛ اما برخی از غزلسرایان امروزبه دلیل درک نادرست از مقوله ی ساده نگری ژرف، گاهی در باتلاق سطحی نگری سقوط می کنند.

این غزل" مهدی جهان دار" نیز از شمارهمان غزل هایی است که تردید این سقوط در باتلاق سطحی نگری را به باور بدل می سازد. به این سطحی نگری در محتوا توجه کنید:

" بهار رفت و بهارآمد و بهار گذشت

نیامدی تو و یک سال آزگار گذشت

نیامدی تو و ابر از غم نیامدنت

چنان گریست که آب از سر بهارگذشت"

نمیدانم با این سطحی نگری، چرا شاعر تکلیف " شعرگفتن" ( نه شعر سرودن را) متحمل شده؛ شاید هم جنون " متشاعری " او را به این روش " عمله گی درشعر" کشانیده است.

کلیشه زده گی در مفهوم:

کلیشه زده گی در مفهوم، از آسیب های کلان درغزل امروزاست که این غزل نیز، دچار همین آسیب شده است. به گونه ی مثال:

" بهارآمد و پاییز رفت؛ اما حیف

تمام عمر کلاغان به قارقار گذشت"

یعنی چی؟ " بهار آمد و پاییزرفت و عمرکلاغان به قارقار گذشت" ، این یک مفهوم و نگرش متعارف است. همه می دانند که این یک قاعده ی فصلی دریک سال است. کجای این نگرش شاعرانه و ازلحاظ مفهوم شالوده شکنانه است. کاش شاعر روی کاغذ را با این نگرش کلیشه ای " سیاه" نمی کرد و جنون متشاعرانه اش را در پای چیزدیگری ( غیرشعر) می ریخت.

یک بیت و دیگر هیچ:

" بهار ازپس سرمای تیره سربرکرد

بهار از سرتقصیر روزگارگذشت"

اندیشه ی نشخواری – و تاحدی بی مفهوم – این دو مصرع بالا، مرا به یاد همان بیت معروف می اندازد که :

" خام طبعان، بسکه می سازند، معنی ها شهید

شد زمین شعر، آخر چون زمین کربلا

دوشنبه، مرداد ۰۸، ۱۳۸۶

مروری بر شعرزن در افغانستان

منبع: از وبلاگ محمود جعفری

زن در ارتباط به شعر يك عامل است؛ عاملي كه نقش توليدي در آفرينش شعر دارد. هر اثري هم كه خلق مي شود، معلول اين عامل مي باشد. معلول به غير وجود، خصايص و صفت هاي ديگري هم از عامل خود مي گيرد. در حقيقت معلول، وجود ثانوي عامل خويش به شمار مي رود. شعاع وجودي او محسوب مي گردد؛ يعني جوهر عامل، در وجود معلول به تجزيه مي رسد. بناءاً با اين ميان مي توان اذعان كرد كه شعر تكه اي از وجود شاعر است. تمام كوايفي كه در نهاد شاعر به عنوان يك انسان به وديعه نهاده شده است، در نهاد شعر نيز به عنوان مخلوق او تجلي يافته است. انديشه، روح، احساس و چهره از برجسته ترين مماثل آدمي شمرده مي شود، و در شعر، پيام، عاطفه، صدا وصورت، عناصري اند كه هويت ذاتي آن را مي سازند. شناخت ما از شعر بستگي دارد به معرفت ما از اين اركان اربعه، چنانچه تعريف ما از شعر وابسته به بازشناسي كوايف چهارگانة فوق مي باشد.

در نتيجه وقتي شعر زن مي گوييم، منظور ما شعري است كه با انديشه، عاطفه و احساس، صدا و زبان زنانه سروده شده باشد؛ يعني فرض ما براين است كه شعر زنانه وجود دارد.

با اين فرض مي رويم سراغ اصل موضوع:

بررسي دقيق شعر زن در افغانستان از توان اين قلم بيرن است؛ چه اينكه از يك سو شاعران زن در گذشته اندك ديده مي شود و از جانب ديگر پيدا كردن آثار كامل از همة آن ها براي نگارنده ميسور نيست. تنها آثاري كه از شاعران زن در اختيار نويسنده قرار دارد چند جلد كتابي است كه به بعد از دهة شصت مربوط مي شود و همچنين دست داشتة نگارنده در اين باب، يك جلد كتاب ديگري مي باشد كه مسعود ميرشاهي آن را پديد آورده است. اين كتاب به معرفي شاعران زن (به حد سعي خويش) پرداخته است. از اين رو تمام اين نوشته، نتيج، مطالعه اين چند اثر مي باشد. اگر قضاوتي هم صورت مي گيرد، بر اساس دريافت و درك ما از اين آثار مي باشد.

حال اگر بخواهيم يك مرور تاريخي به شعر زن در افغانستان داشته باشيم، به اين نتيجه مي رسيم كه شعر زن به لحاظ تفاوت هاي آشكاري كه ميان شاعران آن طي بيش از دو و نيم دهه ديده مي شود، به دو دوره مختلف تقسيم مي گردد:

الف. دوره يي كه از 1357 شروع شده تا اواخر دهة هفتاد ادامه مي يابد.

ب. دوره يي كه از اواخر دهة هفتاد آغاز و تا حال جريان دارد.

نخست به مطالعة شاعران دورة اول مي پردازيم:

بررسي شعر زن در اين دوره نيازمند مطالعة اوضاع اجتماعي و سياسي در آن دوره مي باشد چه اين كه بعد از كودتاي هفت ثور 1357 تحولات شگرفي در حيات سياسي كشور ما پديد آمد. جنگ هاي خونين در نقاط مختلف ميهن آغاز گرديد. افغانستان به رزمگاه جنگجويان داخلي و خارجي مبدل گرديد. در نتيجه در بسياري از مناطق، مكاتب دخترانه از بين رفت و دختران ديگر نتوانستند تحصيلات شان را ادامه دهند. دورة سياه طالبان، منفورترين دورة براي مردم افغانستان خصوصاً زنان و دختران به شمار مي رود چرا كه در اين دورة سياه، زنان حتا از حق بيرون آمدن و كاركردن و همصحبتي با مردان غير فاميل نيز محروم شدند. حضور در اجتماع بدون روسري و محرم، ممنوع قرار داده شد. روي اين جهت، ما در دورة نخست با شاعران كمتري بر مي خوريم. از ميان شاعران زن تنها نام پروين پژواك، عارفه بهارت، بهار سعيد، ليلا صراحت روشني، خالده فروغ، ناديه فضل، خالده نيازي، ماهرخ نياز، ثريا واحدي، راحله يار و حميرا نكهت دستگيرزاده، بر صفحات نخست جرايد و كتاب ها ديده مي شود.

بنا بر اين يكي از مشخصه هاي شعر زن در اين دوره محصور بودن آن در چند نام مشخص است. دليل آن هم در دو چيز خلاصه مي شود؛ يكي برخورد مردسالارنة حكومت ها و نظام ظالمانه، و دوم سنت و عنعنات ملي-مذهبي. جدا از رفتار ظالمانة نظام هاي سياسي با زنان، اين قشر از ناحية عنعنات غلط و خرافي نيز همواره در تنگنا قرار داشته اند.

دومين مشخصه براي شعر زنان شاعر، بعد محتوايي آثار آن هاست. مطالعة اشعار شاعران اين دوره به خوبي مي نماياند كه زنان تا چه حد تحت فشارهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي قرار داشته است. براي روشن شدن مطلب اين شعر را مطالعه كنيد:

ز پايم بگسلم زاولانه ها را

كه دردي مي كشد در من زبانه

ز طاقت سوزي دردم بسوزد

تحمل ها و صبر جاهلانه

دريغ و داد! تا گفتم كه هستم

نوا را از زبان من گسستند

چو فريادي زدم از دست ظالم

زدند مشت و دهانم را شكستند

زدم گامي كه تا خود را نمايم

به كنج خانه زندانم نمودند

فكندند بر سر من تيره چادر

«سيه سر» گفته پنهانم نمودند

گرفتند تا مرا از اختيارم

دگر خود را به جاي خود نديدم

ضعيف و عاجز يا ناقص العقل

لقب دادند و گمنامي كشيدم

(مير شاهي مسعود؛ شعر زنان افغانستان، ‌چ اول، نشر شهاب، تهران، 1383، ص 109)

... چنانچه در شماره پيش خوانديد يكي از مسايل عمده اي كه شعر زنان در دورة نخست بدان پرداخته است، حلقة سنت و ستم هاي نظام حاكم برجامعه مي باشد. بسياري از اشعار شاعران زن، به بيان اين تنگناهاي سنتي پرداخته و با زبان مستقيم و صريح از آن شكوه نموده است. البته در اين ميان تعداد ديگري از شاعران زن مسايل عشقي را نيز از چشم داشت خويش دور نداشته بلكه با وضاحت تمام الفت خود را با آن پرده گشايي كرده است. به عنوان مثال اين شعر را ببينيد:

باز قراريافته اين دل بي قرار من

عشق فواره مي زند از رگ و پودو تارمن

بخت مراكنارشد، يار دوباره يار شد

آنكه كناره مي گرفت آمده خود كنار من

عطر بنفشه ريخته از درو بام كوچه ام

غرق شكوفه گشته است خانة بي بهار من

شور هوايي مي دمد در برساق و ريشه ام

شوق نهاني مي خزد در بن خارخارمن

تا سردار بردمي، كشتمي و رهاندمي

بوسه زنان برقصمي برسرچوب دار من

من كه زتو گريختم ساخته را بريختم

رجعت عاشقانه شد ضابطة فرار من

ابر بهار بايدم، برق شرار بايدم

قالب تازه واكند غنچة انتظار من

با تو اگر بجفتمي، راز نگفته گفتمي

در نهفته سفتمي با لب بوسه بار من

(همان، ص 245 كريمه ويدا)

مي بينيد كه با وجود فضاي نا امني كه در كشور وجود داشته، برخي، احساسات زنانة خويش را فراموش نكرده اند. اگر ما بخواهيم شعر زنان افغانستان را از شاعران مرد تشخيص دهيم تنها با دردست داشتن اين نوع سروده هاست كه مي توانيم آنها را از هم تفكيك نماييم و شاعران شان را از هم بازشناسي كنيم، ورنه بسياري از سروده‌هاي مشترك، زبان و بيان شعر ها را نيز بهم متشابه ساخته است.

در كنار دو موضوع فوق، نفرت از جنگ، بعد ديگري از مفاهيم سروده هاي شاعران زن را تشكيل مي دهد. تأثير ناگواري كه از ناحيه جنگ بر روان شاعران زن سايه افگنده است، در اشعار شان نيز انعكاس يافته است. اما اين بيان نفرت با نوعي از يأس و ترس همراه مي باشد. هرجا سخن از جنگ به ميان مي آيد، ساية سياه شب نيز بر چشمان شاعران تاريكي مي افگند وهردم زبان آنان را به فرداي تاريك تر روشن مي سازد چنانچه در اين شعر مي بينيد:

امشب خبر از كابل ويرانه به من گوي

از غمزدگان شده ديوانه به من گوي

اي روشني ديده بيا گوهري افشان

تعريفي از آن گوهر يكدانه به من گوي

من تاب تماشا چو نياورده، نرفتم

باري تو زلغمان و زبارانه به من گوي

ديروز كه نبود كابل ما اين همه ويران

ويرانگي اش را تو دليرانه به من گوي

از شهر ووطن مانده همه دور و غريبم

اندوه غم خويش غريبانه به من گوي

اين فاجعه جز بي سرو ساماني ما نيست

از فاجعه ها بسي سروسامان به من گوي

(همان، ص 223، ماهرخ نياز)

اين شعر و يا اشعار ديگري نظر آن، روشن مي سازد كه نفرت شاعران از جنگ و ناب ساماني هاي موجود در حقيقت عكس العمل آني آن ها در برابر رخداد هاي اجتماعي است. شاعران با برخورد منفعلانه با سياست و جامعه، از خود واكنش نشان داده اند. هيچگاه به عنوان يك جنگجو و مبارز در برابر حوادث به ميدان نرفته اند كه اين، البته ناشي از فرهنگ تسليم پذيري زنان از سنت و جامعه مي باشد.

از جنبه مفهومي اشعار كه درگذريم، در جانب زباني، شعر زنان داراي اين سه خصوصيت مي باشد:

1- شعر زن از فقدان حس و تشخص زنانه رنج مي برد. جز تعداد اندكي از سروده هاي اين دوره، بقيه از احساس و بيان زنانه برخوردار نمي باشد چه بسا انسان اگر بدون گذاشتن نام شاعر در كنار شعرش، آن را مورد مطالعه قرار دهد، هرگز نمي تواند درك كند كه اين شعر را يك زن سروده و يا يك مرد. مثلاً شما اين دو بيت را نگاه كنيد:

تا عشق تو در دلم نهان مي سوزد

جانم ز غمت شراره سان مي سوزد

اي كشور اي هميشه در خاطر من

از هجر توام روح و روان مي سوزد

(همان، ص12، هما محتسب زاده آذر)

اگر نام شاعر را از بالاي شعر دور كنيم، نمي توانيم بگوييم اين شعر از يك زن است.

2- اشعاري كه در اين دوره سروده شده اند، دچار نوعي تكرار و تقليد مي باشند، هرچه تفحص كنيم، چيز تازه اي را نمي يابيم. سروده ها همه تقليدي و تكراري اند. نگاه نوجويانه در آنها ديده نمي شود.

3- برخورد سطحي با پيرامون، از ديگر مشخصه هاي شعر زن در دورة نخست مي باشد. مواجهة شاعران با وقايع و اشياي اطراف، يك مواجهه اي است كه افراد معمول جامعه با آن دارد. شاعر نه به عنوان يك انديشمند بلكه تنها به عنوان يك زن، فقط به بيان احساسات خود پرداخته است. سعي او براي اثبات و تثبيت موضوع نبوده است، در حالي كه در دورة بعد ما با يك نوع نگاه كاملاً متفاوت روبرو هستيم؛ نگاهي كه از ديد ژرف يك شاعر انديشمند سرچشمه مي گيرد.

تا حال به دورة نخست شعر زنان افغانستان پرداختيم، اينك به دورة بعدي نگاه مي اندازيم. اين دوره از اواخر دهة هفتاد شروع شده و تاكنون جريان دارد. كار مطالعة شعر اين دوره در داخل افغانستان اندكي سخت است چرا كه در داخل افغانستان خصوصاً شهر كابل، شاعر نوظهوري نمي توانيم پيدا كنيم. شاعران زن هرچه بوده، در طول سالهاي جنگ به غربت پناه برده اند و آنچه هم مانده، در دايرة دورة نخست قرار مي گيرند. شاعري كه بتوان آثار آن را با معيار شعر امروز مقايسه نمود در شهر كابل ديده نمي شود. شاعران بيرون از اين شهر مثل هرات و مزار و ... يا آثارشان به چاپ نرسيده است و يا با اصول مورد نظر نگارنده در اين دوره همخواني ندارد. از اين رو توجه ما طبعاً به شاعران بيرون از خطة افغانستان معطوف مي گردد.

وقتي براي ارزيابي كار شاعران زن در خارج از افغانستان پا مي گذاريم، جز آنهايي كه در ايران رشد كرده اند، بقيه از حوزة بحث ما بيرون مي افتند؛ زيرا اين دسته شاعران در حال و هواي گذشته و دورة قبلي باقي مانده اند و كمتر توانسته اند خود را از چارچوب قديم برهانند.

اما شاعراني كه در ايران رشد يافته و هست شاعرانة شان را از آن جا به ارمغان آورده اند، از اين چند صفت بارز برخوردار مي باشند:

كميّت شاعران نسل دوم يكي از قابل توجه ترين مسايل به حساب مي آيد. در نسل اول، جز چند نام آشنايي از شاعران زن، نام ديگري نمي شناختيم در حالي‌كه در نسل بعدي مقدار آن‌ها به ده ها شاعر مي رسد. اين مسأله ما را به آيندة شاعران زن اميدوار مي سازد. اگر روند به همين صورت دوام يابد، در دهة نود ما شاهد صدها شاعر خوب در كشور خواهيم بود. نام بردن از همة اين شاعران براي نويسنده غير ميسور مي باشد؛ ولي مي توان نام برترين هاي آن را اين چنين انگشت شماري كرد: زهرا زاهدي، معصومه صابري، كريمه عارفي، كبري آخوند زاده، مريم تركمني، خديجه احمدي، كريمه عارفي، معصومه احمدي، زهرا حسين زاده، زهرا محمودي، محبوبه ابراهيمي، شكريه عرفاني، ذاكره حسيني، فريبا حيدري، لينا نبي زاده، رحيمه ميرزايي، فاطمه سجادي، مينا نصر، رؤيا سادات، ناهيد باقي، عادله كبيري، گلثوم صديقي، جميله متقي، صفيه بيات، ريحانه يوسف، خديجه كاظمي، فاطمه فيضي، فاطمه حسيني، بتول مرادي، راضيه مظفري، فرزانه احمدي، زهرا لطفي، فرشته حسيني، سوسن ابراهيمي، منيژه تمنا، فاطمه طاهري و ...

قالب هاي رايج در گذشته، غزل، نيمايي چارپاره، رباعي و دو بيتي بود اما اكنون قالب رايج غزل نو و سپيد مي باشد. علاقه به قالب هاي ديگر كم تر ديده مي شود. اكثر سروده هاي اين نسل را همين دو قالب تشكيل مي دهد. شايد دليل آن تأثيرپذيري از موج و جرياني باشد كه تمام شعر معاصر را در بر گرفته است. البته نگارنده عقيده دارد كه همراه شدن با مسير طبيعي آب، ممكن است سبب شود كه جريان كنوني زماني به بن بست بينجامد و از ميان آن طرح نوتري به منصة ظهور برسد.

مضمون اصلي سروده هاي اين دوره را عشق و وانفساي خود شاعر تشكيل مي دهد. در اشعار گذشته اكثراً با مضامين ميهني برمي خورديم و به صورت اندك مسايل عشقي را مي يافتيم اما در دورة فعلي بسياري از اشعار، جنبة نفساني پيدا كرده است. عشق و غم زندگي، تنهايي و فراق، مانند ابر بهاري در آسمان تمام سروده ها در حركت است. يك نمونه از اين واگويي را مي خوانيم:

دو پلكم شعله ور از تو، دلم درياي توفاني

كمي در من توقف كن دو چشم سبز روحاني

دليل دست هايم را نمي پرسي چرا تنهاست!

همان تقديم چشمانت دو دست سرد زنداني

تمام لحظه ام ناخوش ولي با تو تماشايي است

تو و اين روز و آرامش، من و شبهاي طولاني

بيا و رنگ خوبت را كمي با من تعارف كن

بسوزان گريه هايم را بسوزان نرم و پنهاني

تمنا مي كنم روزي صدايت را شكوفا كن

بخوان آواز دريا را به آن سازي كه مي داني

بخوان آواز دريا را بسوزان ساحل ابري

منم آن چتر پر آتش، تو خواهش هاي باراني

(فصلنامه خط سوم، شماره هفت، ص128- كبري آخوند زاده)

5- جزئي گرايي و عيني شدن تصويرها از خصوصيات شعر معاصر به حساب مي آيد. شعر امروز در حقيقت بيان تجزيه شدة اشيا مي باشد. بيان كلي از ميان رفته و جاي خود را به تعريف جزء به جزء اشيا سپرده است. به تعبير ديگر، حركت شعر معاصر، حركت از جزء به سمت كل است. شعر زنان اين دوره هم با قرار گرفتن در فضاي موجود، به عيني كردن مفاهيم پرداخته است. تصاوير از حالت انتزاعي برآمده جنبة عيني پيدا كرده است. شاعران نسل دوم مي كوشد تا با طبيعت و اشياي اطراف خود از نزديك تماس حاصل نمايد و ارتباط خويش را با آن ها بلاواسطه بسازد. شكستن ساختار قديم و رفتن به طرف جريان شعر مدرن، در تقوية اين ارتباط نقش بارزي را ايفا نموده است. اين شعر زهرا حسين زاده را نگاه كنيد:

ناگهان شروع شد با همان دو كاسه آش

اين سه شنبه هاي خوش، نذرهاي كاش... كاش...

عصرها دو شاخه گل اين دريچه را گشود

صبح ها بهانه شد نان تازة لواش

جملة نگفته را پشت در نوشته كرد

« دل اسير بد قلق، لب دچار ارتعاش»

نيمه شب سه تار زد زير تيرهاي برق

در اتاق كوچكم هي قدم زدم يواش

او سوال شرمگين من جواب ناگزير

«سال نو مباركت، هيچ فكر من نباش»

روزهاي تلخ عيد مي دهد شكنجه ام

ماهيان سرخ او گريه، آخرين تلاش

حال من بدل نشد با دلش چه مي كند

بازهم سه شنبه ها بازهم دو كاسه آش!؟

(حسين زاده زهرا، نامه اي از لالة كوهي، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران 1382، ص95)

شنبه، مرداد ۰۶، ۱۳۸۶

(پاد + شاه = ؟)

اين دو نوشته زير از نويسنده محترم علی ادیب است. نويسندگان، وبلاگ‌نویسان و روزنامه‌نگاران نوشته‌های شان را می‌توانند به کانون پن‌لاگ افغانستان بفرستند. کانون جايی برای همه نويسندگان است و هيچ محدوديتی در نشر مطالب ندارد.

نويسنده: علي اديب (http://www.aaghaz.persianblog.com)

خبر مرگ محمد ظاهرشاه, پادشاه اسبق افغانستان (پاد + شاه = ؟) که چند ماه قبل داعی اجل را لبيک گفته بود, اکنون با آرايش نسبی مقبره ظلم آباد پدرش (تپه مرنجان), رسماً از طريق رسانه ها اعلام گرديد.

من هر قدر پاليدم (از دايره المعارف گرفته تا ويکي پديا, حتا وبلاگ آغاز, دردها و خاطره ها) چيزی راجع به اينکه ظاهرشاه کاری خيری برای (رعايای گوش به فرمانش)! انجام داده باشد, نيافتم. آنچه در هر جستجو مخصوصاً در گوگل با آن مواجه مي شدم, سراسر خيانت, جنايت و عياشی بود.

اين عطشم سه انگيزه داشت:

اول: با ذکر حتا يک مورد از کارهای خير جناب متوفای شان, گراف دافعه ها تقليل مي يافت.

دوم: حداقل با شنيدن خبر مرگ وی, شنونده يا خواننده اندکی سوگ زده مي گشت.

سوم: با اين کار هيچ خواننده ی نمي توانست شادمان باشد که اکنون حال و هوا خيلی طرب انگيزست.


علی اي حال, برای اينکه توانسته باشم, شما را لحظه ی بخندانم, طنز منظم زير را بدين مناسبت پيشکش تان مي کنم. خداوند بر عمر نواسه ها بيفزايد.

باز شاهِ بسته در تابوت مستی مي کند

بسکه بالا خواب ديده, باز پستی مي کند

ارگ مي آيد به يادش, دختران رنگ رنگ

تُف به دست سر دبيرش, "جلق بازی" مي کند

باز مي بيند درون حوض زيبا دختری

آه کرده, وای گفته "سينه مالی" مي کند

باغ بالا و شمالی را تصور مي کند

وانگهی دعوی تخت پادشاهی مي کند

گاه مي آيد بدستانش عصا مثل تفنگ

در لب دريا شکار مرغ آبی مي کند

بوتل "اوتکا" به دست راست, "... ليبل" در چپش

گرچه خود را گرم کرده, حسِ سردی مي کند

(اديب, يکم اسد 1386, کابل)

جمعه، مرداد ۰۵، ۱۳۸۶

!دانشگاه نمي تواند پوليگون باشد

نويسنده: علی‌ اديب

در واپسين روزها, حکومت رييس جمهور کرزی گرايش بسيار گسترده و قويي, بسوی نظام رسانه ی (مطبوعاتی) استبدادی در سطح کشور داشته و اين وضعيت با تراکم و شدت در تمام ادارات دولتی مخصوصاً در دانشگاه ها اعمال مي شود. آنچه که مي تواند اين برخورد حکومت فعلی کابل را در قبال مطبوعات امروز افغانستان, از پيش آمد حکومت ها و نظام های قبلی مانند نظام سلطنتی مستبد نادرشاه, دوران اختناق صدارت محمد هاشم و رژيم ظالم حفيظ الله امين تا اندازه ی تميز داده و جدا سازد, همانا تغير تاکتيک و روش رويارويي مبارزه با رسانه هاست. استبداد و هدف همان است اما شيوه مبارزه و برخورد چيزی ديگر.

نظام های قبلی بخاطر رسيدن به اهداف مشخص سياسی شان, در حاشيه راندن ملت و سرکوب جنبش های متفرق و انگشت شمار قشر روشنفکر, بطور مستقيم خود اين طيف را هدف قرار مي دادند و تا مي توانستند از زوايای مختلف و با روش های مشخص آمرانه, فضا را بر آنها تنگ و تنگتر مي ساختند تا از فعاليت ها و آرمان های روشنگرانه شان دست بردارند. که اين عملکردشان بنا به گواهی تاريخ از زندانی کردن و شکنجه گرفته تا اعدام ها و کشتن های انفرادی و دسته جمعی همراه بوده است.

اما چيزی را که امروز رژيم فعلی کابل بعنوان يک ابزار جديد, قوی و مدرن برای مهار و کنترول رسانه ها در دست گرفته است, خود رژيم و ادارات مربوط است. به هر حال در شرايط موجود, جو سياسی حاکم بر منطقه و جهان تقاضا مي نمايد تا برخوردها و رويارويي ها, بمنظور سرکوب وسايل روشنگری نيز مدرنيزه شوند. پايبند ساختن رژيم به اصول و اساسات دموکراسی, متن ماده های ی 34 و 58 قانون اساسی در رابطه به آزادی بيان و حقوق بشر, قانون مطبوعات و فشارهای جامعه جهانی و بعضی مسايل ديگر از اين قبيل تا اندازه ی حکومت را به نحوی مجبور مي سازد تا مستقيماً نتواند بر حقوق شهروندان پا بگذارد. هرچند با موجوديت تمام اين راهکارها و اصول, دهها موارد تخطی را از زمان روی کار آمدن اين نظام مي بينيم که متأسفانه اکثراً قوانين نقض شده و قانون اساسی نيز لگدمال گرديده است. با آنهم حکومت مداران را مجبور و مکلف مي سازد تا به اين اصول و اساسات احترام بگذارند و حداقل دست گرفته کار نمايند و به نحوی مشروعيت دروغينی را برای شان بيابند. اين عملکرد رژيم خيلی Thud و بسيار ماهرانه است. به چند دليل حکومت, به ويژه شخص رييس جمهور از اين بابت آنقدرها نگران نيست.

يک: بيشترينه اعضای حکومت مخصوصاً کابينه, خيلی مطيع و فرمان بردارند.

دو: اکثر تيم کاری رييس جمهور در برابر يک سلسله تعهدات و وفاداری ها, به پست های شان انتصاب شده اند و به اين دليل زبان بسته اند.

سه: فقدان يک يا چند اپوزيسيون کارا و قوی بعنوان يک هشدار و رقيب.

چار: عدم توانايي و پخته گی جامعه مدنی (يا حداقل مساعد نشدن شرايط دادخواهی برای اين نيرو) بخاطر اعاده حقوق شان.

حکومت مي تواند با بستن دروازه های ادارات و شعبات تحت قيادت و کنترول خود, حتا دروازه های مکاتب و دانشگاه ها بر روی ژورناليستان و مطبوعات چيان به نحوی بخشی از سيه کاری های خود را حجاب پوشانده و نگذارد در انظار عامه ظاهر شوند. اينجا ديگر ضرورت نمي افتد تا ژورناليست و روزنامه نگار شکايت و حکايتی داشته باشد که مي دانيم شکايت شان به گونه های متعددی از جانب حکومت قابل توجيه است. دروغ که کم نيست. در شام پنج شنبه, سوم اسد 1386برنامه گفتمان را در تلويزيون طلوع مشاهده کرده باشيد که معين محترم وزارت معارف چه دروغ های شاخداری را برای توجيه اين پرسش ارائه ندادند! به گونه نمونه اظهار داشتند که ژورناليستان در مکاتب واسطه مي شوند تا اداره مکاتب, بعضی از شاگردان را که در آزمون ناکام مانده اند, کامياب سازند و يا بعضی از اقارب شان را بصفت معلم مقرر سازند و از اين قبيل که گفتن آن را من در شأن خود نمي دانم که از شأن يک وزير يا معين يک وزارت فرسنگها فاصله دارد(!)

مي دانيد که برای توجيه اين پرسش که چرا دروازه دانشگاه ها را بر روی ژورناليستان بسته اند چي ها مي توانند باشد؟ آنچه که من مي توانم حدث بزنم اين است که همان خطابه يا سخنرانی چند ماه قبل آقای کرزی در جمع استادان و دانشجويان دانشگاه کابل, مي تواند توجيه خوبی در برابر اين پرسش باشد.

در مجموع متن سخنرانی رييس جمهور حاوی عدم دخالت دانشگاهيان در امور سياسی مملکت بود که استادان به ويژه دانشجويان نبايد به سياست بپردازند يا گرفتار مسايل سياسی گردند. زيرا دانشگاه مکان و زمان خوبی برای خودسازی و ظرفيت سازی است.

بدين ترتيب محتوا و پيام اين خطابه مي تواند توجيهات گوناگونی داشته باشد تا به کمک آنها بتوان از ورود ژورناليستان و خانواده ی مطبوعات به دانشگاه ها و برملا کردن حقايق جلوگيری کرد.

برعلاوه اينکه من از آدرس يک دانشجو با پيام اين خطابه مخالفم و دانشگاه را بستر خوب و مناسبی برای هر جريان سياسی سازنده و مثبت مي دانم و اين در حالی است که بيشتر جريان های سياسی جهان از درون دانشگاه ها سربلند مي کنند, اين عملکرد حکومت را يک ضربه قوی فنی و حرفه ی بر پيکر مطبوعات و دانشگاهيان کشور مي دانم. باور کامل دارم که توجيهاتی از اين قبيل هيچگاهی نمي تواند روند رو به رشد بن مايه های تازه و نوپای سياسی را در بين تحصيلکرده های متعهد و دانشگاهيان ما بخشکاند. ممکن است از سرعتش بکاهد اما در تداوم آن شکست حتمی با حکومت خواهد بود.

تنها بديل مناسبی برای حکومت که مي تواند برای هميش بر روی خاليگاه ها و نقاط ضعف موجود پرده بيندازد, چيزی جز برخورد صادقانه و نيت نيک خدمت گزاری و بازسازی بن مايه های فرهنگی و اکادميک نمي تواند باشد. ديروز ملت در نبود و خلای آگاهانه دانشگاه و مکتب (از جانب امرای حاکم) با نيروی همت شان توانستند به نحوی به حقوق شان برسند, امروز که هم دانشگاه دارند و هم مکتب, به خوبی و آسانی مي توانند در برابر هر نظام مستبدی بيستند و خواستار اعاده ی حقوق شان شوند.

من فکر مي کنم که با بستن دروازه های دانشگاه حکومت نمي تواند به خواسته ها و اهداف نامشروع خود دست يازد و بايد بداند که اين آرزوی نادرست و بابخردانه, غده ی سرطانی خواهد بود که با هر عملی, بيشتر از پيش رشد خواهد کرد و باعث زوال آن خواهد شد. ديگر هر دانشجوی اين سرزمين رييس جمهور و وزير خويشتن است. دانشجوی امروز تجربه کرده است که مغز خر خوردن باعث فلج شدن انديشه و تفکر خواهد شد و يک انگشت را از يک سوراخ دوبار مار نخواهد گزيد. حکومت بايد ايمان داشته باشد که دانشگاه محل مقدس و عالی برای بارور شدن نطفه های نابغه ی سياست است. دانشگاهی امروز ديگر تنها نيست که هر کلاس صنف برایش پوليگونی باشد. با پوليگونی شدن يک دانشجو, سيلی از دانشجويان به جريان خواهد افتيد و از پوليگون پلچرخی گرفته تا ارگ و دهمزنگ همه را زير و رو خواهد کرد. بايد محتاط باشد که صاحبان انديشه هيچگاهی خلع سلاح نخواهند شد که سلاح انديشه صفت ذاتی اينهايند و خطرناکتر از بمب اتم.


(اديب, چارم اسد 1386, کابل)

چهارشنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۸۶

بابای ملت باز هم مرد...

از خانهء آیینه

بابای ملت باز هم مرد...روانش شاد باد اما گفتنیست که به حسابی که او بابای ملت بود یوناما باید بی بی ملت باشد و طالبان یگانه فرزندان حلالزادهء ملت... البته غلام محمد غبار و دیگر همسفرانش هم خاین ملی...

برخی از کارشناشان جاروب تمام دهشت و وحشت زمان پادشاهی خلف فاتح کابل را به دمب عمویش بستند و گفتند بابای دلسوز در انزوا بود و دستی به کاری نداشت ( یک دست جام باده و یک دست زلف یار )...ندانستیم در صورت پذیرفتن این فرض، بابایی پادشاه منزوی از کدام نطفه آب میخورد...

یک عدد روشنفکر در تلویزیون گفت : در زمان بابای ملت حاکمیت قانون به حدی بود که یک پولیس با یک چوب میتوانست تمام قریه را به علاقه داری ببرد...

به این حساب حاکمیت قانون در زمان طالبان نیز برقرار بود زیرا یک طالب با یک قبضه ریش میتوانت یک شهر را به دفتراستخبارات ببرد...دقیق است...پادشاه نازنین ما اگر بابای ملت نباشد بی تردید بابای طالبان است...

بازهم روانش شاد باد و برایش از بارگاه غفار ستارالعیوب در آن جهان نیز حور و غلمان استدعا میکنیم و از خانواده های شهدای دور روزگار انزوای او خواستار یک آمین بلند هستیم...