Ads 468x60px

شنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۹

چشم سوم زاویه دید شما را تغییر میدهد

مژده به علا قمندان عکس و حرفه ای عکاسی
مرکز فوتوژورنالیزم چشم سوم دومین دوره آموزش عکاسی را اینبار در کابل برگزار مینماید، این دوره را با تعداد مختصراز دانشجو در برنامه سه ماهه دنبال میشود.
در دوره سه ماه با اساسات عکاسی حرفوی ، عکاسی خبری آشنا خواهید شد.
ثبت نام جریان دارد .
استاتید: نجیب الله مسافر ، بصیر سیرت ، رضا یمک و رضاساحل
آغاز دوره : دهم جدی 1389 برابر با 30 دسامبر
ختم دوره: دهم حمل 1390 خورشیدی برابر 30 مارچ
آدرس: کوچه چوب فروشی، شفاخانه سابق صلیب سرخ ، پل سرخ، مرکز فوتوژورنالیزم چشم سوم
شماره های تماس: 0773453949 – 0799345857 - 0779522350

رفتند و رويم، آيند و روند



يا شاه اوليا زدرت دركجاه روم

هستي تو رهنما چكنم دركجا روم

عمرم سرهواوهوس جمله صرف شده

من زاروبينوا چكنم دركجا روم

زان رواق روضه ات اميدعالم است

اي صاحب لوا چكنم دركجا روم


نمایشگاه عکس حمید نوری

سه‌شنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۹

پیامد حذف یارانه ها بر مهاجرین افغان

تاچند روز دگر این کودک باید 33 برابر قیمت فعلی نان بخرد
افغانستان،عراق،فلسطین و برخی کشورهای دگر اکثراٌ در صدر اخبار رسانه ها هستند. از انتحار و انفجار داخل که بگذریم هرازگاهی اخبار ناخوشایندی در مورد مهاجرین افغان درگوشه و کنار جهان به گوش میرسد. از وضعیت اسفبار پناهجویان در آتن و یا جزیره ای کریسمس در آسترالیا و یا همین نزدیکی در پاکستان و یا ایران.انگار ناف ما مردم با بدبختی بریده شده و هرجای دنیا پا بگذاریم آنجا برای ما به جهمنم تبدیل میشود.

وضعیت مهاجرین افغانستان مرا به یاد ضرب المثل دم دستی مادر بزرگ می اندازد"پای فقیر لنگ نیست و کنج دنیا تنگ نیست". هروقت پدر و مادرم از وضعیت نابسامان زندگی یاد میکردند، مادر بزرگ بلافاصله این جمله را یاد اوری میکرد و میگفت اگر وضعیت غیرقابل کنترل شود میرویم و میکوچیم-میرویم بجای که بجز خدا هیچکس نباشد . او داستان برادرش را قصه میکرد که در زمان ظاهرشاه بخاطر مالیه سرسام آور مرسوم به " روغن کته پاوی" و دگر اشکال مالیه های سنگین به خراسان ایران رفته و حال ساکن آنجاست. داستانهای زیادی از این قبیل مهاجرتها وجود دارد. دوسال پیش خانم داکتری را در کابل دیدم. او از قزاقستان بود و میگفت من "هزاره" ام. گفتم چطور؟ گفت: "فکر میکنم ما سالها قبل از افغانستان کوچیدیم"( شاید منظورش دوره عبدالرحمن بود).

فکر میکنم حال دگر ضرب المثل مادربزرگ کارایی چندانی ندارد. امروز هم مردم افغانستان لنگ است و هم کنج دنیا تنگ . حکایت وضعیت مهاجرین در یونان، ایتالیا و...جاهای دگر دنیا تاسف آور است. تازگیها ایرانیها هم با وضع قانون جدید توزیع یارانه ها آخرین ضربه را بر مهاجر افغان وارد کردند. به گزارش افغان پیپر نرخ نان بعد از قانون جدید 33 برابر، نرخ فرآورده های نفتی 21 برابر و نرخ گاز، برق و آب نیز بطور سرسام آوری بالا خواهد رفت. با این حساب یک افغانی که بطوراوسط خیلی کمتر از بیست هزار افغانی و یا چهارصد هزار تومان  ماهانه  در آمد دارد، چگونه خواهد توانست چرخ زندگی را بچرخش در آورد. خوب اگر ایران را ترک کند کجا برود؟ افغانستان امروز در داخل با موج از بیکاری مواجه است. عدم ثبات سیاسی، نبود امنیت و صدها علل دگر باعث شده است تا برگشت آنها به افغانستان نیز با چالش جدی مواجه گردد.

از طرف دگر بی توجهی مقامات افغان نسبت به مهاجرین مزید برعلت شده است. آنها آنقدر مصروف مسایل شخصی و زد و بندهای سیاسی داخلی اند که فراموش کرده اند مهاجران افغان نیز بخش از جامعه ی افغانستان است و باید در مورد آنها تدابیری سنجید. ما برای مدیریت امور مهاجرین یک وزارت داریم ولی این وزرات تنها کاری که نمیکند همین است.

پیامد قانون جدید دولت ایران بازگشت انبوه مهاجران افغان به کشور است و بازگشت آنها موجی از بیکاری و نارضایتی را بوجود خواهد آورد.اگر به این وضعیت به شکل درست پرداخته نشود پیامد زیانبار اجتماعی و انسانی خواهد داشت. دولت باید از همین حالا برای فراهم آوری زندگی آبرومندانه برای شهروندان اش در خارج کشور برنامه ریزی کند ویا زمینه بازگشت آنانرا فراهم نماید و این امری است خیلی دُشوار اما نا ممکن بنظر نمی رسد.

صندوق غم در دانشگاه کابل

ادامه این عکس ها را فراموش نکنید ، اینجا

یکشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۹

محدودیت‌های زبانی در روابط دیپلوماتیک

(برگرفته از شماره بیست و پنجم هفته نامه قدرت)

اشاره:
روابط دیپلوماتیک افغانستان با جهان، هیچگاهی به اندازه‌ی حالا دستخوش ناهمگونی و بحران نبوده است. به وضوح دیده می‌شود که نوعی خلای تفاهم میان زمامداران افغانستان و همتایان بین‌المللی آنها به وجود آمده است. همین مشکل در رابطه‌ی خود زمامداران افغانی نیز وجود دارد. گاهی میان این یا آن سیاستمدار مسایلی مطرح می‌شود که نشان‌ بیگانگی‌ای عمیق میان آنها است. چند روز بعد وقتی همین سیاستمداران، به اختیار یا اجبار، کنار هم می‌نشینند، تلخی آزاردهنده‌ای را زیر زبان خود لمس می‌کنند.
در دنیای سیاست افغانی، هر روز حرف و سخنی شنیده می‌شود که در عرف دیپلوماتیک یا ضرورت ندارند بیان شوند، یا باید در بیان آنها محدودیت‌هایی خاص رعایت شود. گاهی تنش زبانی به حدی اوج می‌گیرد که هراس‌انگیز می‌شود و گاهی نیز سکوتی حاکم می‌شود که حاکی از نوعی نارضایتی و عقده است که طرفین را از هم دور نگه می‌دارد. مشکل کار کجاست و چرا به چنین روز و روزگاری گیر افتاده ایم؟...

با تجارب سياسي گذشته بايد آگاهانه و جدي برخورد كرد

واحد سیاسی قدرت
(برگرفته از شماره بیست و پنجم هفته نامه قدرت)

افغانستان با مشكلات فراواني رو به روست. اين مشكلات به طور طبيعي هرگونه حركت و اقدامي را كه در عرصه‌ي سياسي روي دست گرفته شود، كُند و در برخي موارد ناكارامد مي‌سازد. مبارزين ديروز وقتي با مشكلات كشوري برخورد مي‌كردند به سادگي حكم مي‌كردند كه «اين مُلك انقلاب مي‌خواهد و بس – خونريزي بي‌حساب مي‌خواهد و بس» و يا «جوانان در قلم رنگ شفا نيست – دواي درد استبداد خون است... زخون بنويس بر ديوار ظالم – كه آخر سيل اين بنياد خون است»(سید اسمعیل بلخی). به نظر می‌رسد نسل امروز ما از آن دوران فاصله‌ي زيادي گرفته و لازم است تجارب ديروزي با جديت و موشكافي عميقي مورد بازبيني قرار گيرد.
درست است كه افغانستان در گذشته با استبداد رو به رو بوده و مردم اين كشور از استبداد ستم‌هاي بي‌شمار ديده‌ است. اين نيز واقعيت است كه ستم و استبداد پايان نيافته و نشانه‌هاي زيادي در كشور حاكي از دوام ستم و تبعيض و حق‌كشي است. اما راه‌ عملي براي رفع اين ستم و تبعيض چيست؟ نيروهاي سياسي اصلاح‌گر بايد بكوشند تا پاسخ اين سوال را با دقت و ارزيابي درست‌تر مطرح ساخته و در ضمن مسئوليت و شيوه‌ي عمل خويش را نيز تعيين كنند و بگويند كه براي ايجاد تغيير در جامعه از كجا مي‌توانند – و بايد – آغاز كنند.