Ads 468x60px

‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاست. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاست. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۷

گیتس: دلیلی ندارد در افغانستان پیروز نشویم


آقای گیتس گفت از کشورهای عضو ناتو می خواهد نیروی بیشتر به افغانستان بفرستند
وزیر دفاع آمریکا اظهارات یک ژنرال ارشد بریتانیایی را در مورد "عدم پیروزی قطعی" در مبارزه علیه طالبان در افغانستان، "بدبینانه" خوانده و آن را رد کرده است.
رابرت گیتس در دیداری با خبرنگاران گفت با وجود چالشهای که بر سر راه قرار دارد، هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور شود جنگ در افغانستان در دراز مدت به پیروزی نمی رسد.
وزیر دفاع آمریکا در عین حال بخش دیگر اظهارات ژنرال مارک کارلتون اسمیث را تایید کرد که گفته بود حل منازعه افغانستان به مذاکره و گفتگو با طالبان نیاز دارد.
پیش از این، نیروهای به رهبری پیمان ناتو در افغانستان نیز اعلام کرده بودند که از آغاز گفتگوها با شبه نظامیان استقبال می کنند.
ریچارد بلنشت (Richard Blanchette) سخنگوی نیروهای یاری امنیتی - آیساف - گفت که خشونتها در افغانستان از راه نظامی به پایان نمی رسد.
کای آیدی، فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان نیز اظهارات مشابهی داشت.
آقای آیدی گفت: "همه می دانیم که ما از راه نظامی به پیروزی نمی رسیم. این (جنگ) باید از راه های سیاسی به پیروزی برسد."
'فرصت های موجود'
رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در حالی اظهارات ژنرال بریتانیایی را در مورد عدم پیروزی در جنگ با طالبان رد کرد که عازم بوداپست برای دیدار با وزرای دفاع کشورهای عضو ناتو بود.
خوشبین؟
با وجود آنکه ما در افغانستان با چالش های قابل ملاحظه ای روبرو هستیم، هیچ دلیلی وجود ندارد که بدبین باشیم

رابرت گیتس
آقای گیتس گفت: "با وجود آنکه ما در افغانستان با چالش های قابل ملاحظه ای روبرو هستیم، هیچ دلیلی وجود ندارد که بدبین باشیم و یا فرصت های را که برای پیروزی دراز مدت در اختیار داریم، دست کم بگیریم."
با این حال آقای گیتس پذیرفت که بخشی از راه حل برای بحران کنونی در افغانستان، گفتگو و دیالوگ با اعضای گروه طالبان است که تمایل به همکاری با دولت افغانستان دارند.
او با اشاره به برنامه موفقیت آمیز ترغیب گروه های سنی مذهب عراق که در آغاز علیه دولت می جنگیدند و بعدتر در روریارویی با القاعده قرار گرفتند، گفت: "آنچه را که ما در عراق دیده ایم، در افغانستان نیز انجام می شود."
آقای گیتس افزود: "بخشی از راه حل تقویت نیروهای امنیتی افغانستان است و بخشی دیگر آشتی و مصالحه با افرادیست که می خواهند با دولت افغانستان یکجا کار کنند."
وزیر دفاع آمریکا همچنین گفت که یکبار دیگر از وزرای دفاع کشورهای عضو ناتو در جریان دیدار در مجارستان، مصرانه درخواست خواهد کرد تا نیروی بیشتر به افغانستان اعزام کنند.
او گفت: "می خواهم اطمینان حاصل شود که همه بدانند افزایش نیروهای آمریکایی (در افغانستان) به معنای جاگزینی آن با نیروهای که پیمان ناتو فرستاده نیست، بلکه این به معنای تقویت نیرو است.
منبع: بی بی سی

چهارشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۸۷

از ما برای ما

از ما برای ما



مردم چند قریه در کنار یکدیگر زندگی می کردند.قریه سیاه، قریه سرخ و قریه سبز. قریه های سیاه و سرخ روز به روز پیشرفت می کردند و قریه سبز هنوز در همان مقطع زندگی می کرد. قریه سبز از لحاظ جغرافیایی در موقعیت بهتری قرار داشت به همین سبب خود را ملزم نمی دانست تا همراه با پیشرفهای روز پیش رود. روزی اهالی قریه سرخ تصمیم گرفتند تا به قریه سبز حمله کنند و اراضی آن را از آن خود کنند تا هم به دامنه اراضی خود بیافزاید و هم از موقعیت قریه سبز استفاده کنند. قریه سرخ حمله می کند و قریه سبز را از آن خود می کند. مردم قریه سبز که خود را ناتوان می بینند تسلیم می شوند. اهالی قریه سیاه از ماجرا باخبر می شوند.دشمنی دیرینه ای بین قریه سیاه و سرخ وجود داشت. اهالی قریه سیاه که این وضعیت را مشاهده می کنند در پی چاره می شوند تا هر طور شده قریه سبز را از آن خود کنند و اینان صاحبان قریه سبز باشند. اما این کار امکان پذیر نمی باشد زیرا قریه سرخ ازهر لحاظ قوی تر می باشد پس اندیشه می کنند. چند تن از اهالی قریه سیاه شب هنگام به قریه سبز رفته و همراه چند تن از جوانان قریه سبز صحبت کرده و در پی آن پیشنهاد می کنند تا به کمک قریه سیاه اهالی قریه سرخ را از سرزمین خود بیرون برانند. جوانان کم تجربه هم این پیشنهاد را قبول کرده و اعتراض ها علیه قریه سرخ آغاز می شود. جنگ بین جوانان کم تجربه و قریه سرخ سالها دوام یافت تا اینکه قریه سرخ تصمیم گرفت و از قریه سبز بیرون آمده و دوباره به قریه خود ( سرخ) بازگرشتند. در طول سالهای جنگ جوانان جنگجو از طرف قریه سیاه پشتیبانی می شدند و پس از پیروزی بر قریه سرخ تصمیم گرفتند تا خود صاحبان این قریه سبز شوند. از همین سو شروع به مخالفت همراه کدخدای قریه خود کردند. کدخدا چندین بار آنها را از این کار بر حزر داشت اما جوانان کم تجربه، دیگر آن جوانان پاک دل روستایی نبودند و هر کدام به یک مرد جنگی تبدیل شده بودند. آنها تصمیم گرفتند تا کدخدا را کشته و خود زمام را به دست گیرند که چنینن هم کردند. بعد از اینکه کدخدا از بین رفت آنها به پیروزی دیگری دست یافتند. حال به جای کدخدا کدام یک از این جوانان کچالو خور لیاقت کدخدا شدن را داشت؟ این سوال طرح شد و اینان بر سر همین مسئله با هم دیگر شدند. سالها درگیری بین اینان جریان داشت. چند صباحی یک از آنان و چند صباحی، دیگری در جای کدخدا امور را پیش می برد. تا اینکه دیگر قریه ها درک کردند که این جوانان خام، قادر به رهبری این قریه نمی باشند. این شد که دخالتها در امور قریه سبز از طرف قریه های دیگر شروع شد. دیگر نام قریه، سبز نبود زیرا سبزی و آبادانی نبود.
بعد از سالها قریه سیاه که یکی از قدرتمند ترین قریه ها در منطقه محسوب می شد، متوجه قریه سبز شد و فهمید که حال، این قریه براحتی در چنگ شان است، پس به قریه سبز حمله کردند و این قریه را از آن خود ساختند.
مردم قریه سبز که از جنگ خسته شده بودند دیگر توان این را نداشتند که مبارزه کنند. قریه سیاه آمد و وعده داد که قریه ویران شده سبز را دوباره مانند گذشته آباد کند. سالها از آمدن اهالی قریه سیاه به قریه سبز می گذرد اما مردم قریه سبز آبادانی چندانی را ندیده اند. حال آن جوانان کچالو خور دیگر پیر شده اند لیکن در قریه زندگی می کنند و هر کدام خود را صاحبان زمین های وسیعی از آن قریه می دانند و اخراج قریه سرخ توسط ایشان را جزئی از افتخارات خود می دانند. قریه سبز تبدیل به یک گورستان خاکستری شده است.

در این داستان جزم اندیشی و کوته نگری مردم قریه سبز باعث شد تا هیچ وقت قریه خود را مانند گذشته نبینند و سرنوشت خود را سیاه سازند.

عده ای از آن سوی کره زمین به این جا می آیند و به ما می گویند که دموکراسی آورده ایم، صلح آورده ایم، آبادانی آورده ایم در صورتی که همینان بودند که این سرزمین را به این حال در آورده اند. همینان هستند که عده ای از هموطنان مان را به بهانه های مختلف شکنجه می کنند و به بهانه تروریسم هموطنان مان را بمبارد می کنند. طلبان را برای ما دشمن می سازند و به مردم بومی می قبولانند که طالبان باعث پس رفتگی شماست. اردوی ملی را در یک سطح نگه داشته اند و از طریق رسانه ها به مردم می باورانند که اردوی ملی را تقویت می کنیم. می گویند که ما دوست شما هستیم و از شما محافظت می کنیم در برابر هموطنان خودتان.دولت ملی را ضعیف و بیمار نگه می دارند. در تمام دنیا اعلان می کنند که میلیاردها دالر کمک کردیم و باز توسط عوامل خودشان پولشان را پس می گیرند. ذخایر ما را در جنوب تخلیه می کنند و همیش می گویند که امروز حمله کردیم یک ولسوالی را گرفتیم و دیروز از ما پس گرفتند. چه کسی باور می کند کشوری که می تواند در یک زمان چندین کشور دیگر را تحت تصرف خود بیاورد، به کمک دیگر کشور های قدرتمند نمی تواند یک ولسوالی را پاکسازی کند. هر کدام از اینان طالبان مخصوص به خود را در قندهار دارند. سران مملکتی ما مانند بازیچه ای برای آنها می باشد. اگر روزی درک کنید که این سیاستمداران چگونه زندگی انسانهای زیادی را نابود می کنند و خود به جهالت و حماقت انسانهایی مانند ما خنده می کنند، به فکر فرو می روید. هیچ کاری از دست ما بر نمی آید زیرا اینقدر ما را ضعیف ساخته اند که اگر روزی یکی از تابلتهای مورد نیاز را به ما نرسانند و ما را به حال خود وا دارند، ما مرده ایم. اهالی قریه سبز حال دیگر اهالی نیستند بلکه انسانهای ناچیزی هستند که به دستور کدخدای قریه سیاه کشته و شکنجه می شوند. دموکراسی و تروریسم را بهانه کرده و هر کشوری را که بخواهند تهدید می کنند. قریه های سبز زیادی را ویران کردند و می کنند. قریه هایی که روزی حسرت داشتن قریه سبز را داشتند، حال آب را بروی ما بسته می کنند تا زمین های زراعتی ما خشک شود و محصول ندهد.

این است نتیجه کاری که خود ما مسبب آن شدیم


دوشنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۸۷

برانگيخته شدن غيرت پارلمان و ريس جمهور کشور

نویسنده: یعقوب یسنا

وزير اطلاعات و فرهنگ كرزي از جمله وزيران غيرتي كابينه رييس جمهور است، از بس كه اين وزير غيرتي است به نوعي هر زن اين كشور را ناموسش دانسته؛ هميشه از اين بابت دلهره دارد كه غيرت ننگ و ناموسي اش را از دست نداده باشد چون تصور مي كند از زمان كه وزير شده بي عيرت نشده باشد زيرا گاهي وقت زنان خارجي ممكن است بنابه باور انساني كه از خود دارند به سوي وزير دست پيش مي كند اما وزير صاحب، هراسيده تا مبادا بي غيرت شود، دستش را با تنفر عقب مي كشد.

ناگفته نبايد گذاشت، پارلمان كشور هم بي غيرت نيست اما از زماني كه اين وزير غيرتي به وزارت رسيده است غيرت پارلمان هم اوج گرفته است.
طوري كه در اين اواخر، آژنداي جلسات پارلمان روي آوازخواني، رقص زن و در كل چگونگي حضور زن در تلويزيون آنهم در تلويزيون طلوع بود.
اين غيرت ناموسي پارلمان (با آن كه برمي گردد به مخالفت ديرينه بعضي از وكيلان با تلويزيون طلوع) با اين بهانه آغاز شد كه در جشنواره فيستيوال فلم هاي افغاني، اعضاي يكي از موسسات فلم سازي، نمايشي را اجرا كرد كه اين نمايش به اشتراك زنان و مردان يكجا صورت گرفت.
پارلمان كشور از جمله وكيلان مشخص و شناخته شده مرد، اين نمايش را بي غيرتي و خلاف معيارهاي شناخته شده غيرت ننگ وناموسي مردانه اين كشور قلمداد كرده بنابراين خواستار حذف و لغو تلويزيون طلوع شدند.

به دنبال اين آشوب غيرت پارلمان، غيرت رييس جمهور نيز برانگيخته شد و گفت: رسانه هاي خصوصي برنامه هايش خلاف فرهنگ افغاني است و افزود از جمله سريال هاي كه نشر مي شود از كشورهاي خارجي است.
محور سخن رييس جمهور هم همان نمايشي بود كه غيرت پارلمانيان را خدشه دار كرده بود مگر رييس جمهور بنا به بزرگواري كه داشت يا موقعيتش اجاب نمي كرد كه از اين نمايش يا از تلويزيون ويژه اي نام بگيرد! بنابراين در ظاهر سخن به مسايل جانبي پرداخت.

سوال اين جاست وقتي كه پارلمان و رييس جمهور نتواند توليد سينمايي وطن را بپذيرد پس چگونه اين همه رسانه مي تواند از توليد و ساخته هاي وطني برنامه هايش را پر كند؟
ديگر اين كه رييس جمهور يك كشور نتواند رقص يك سينماگر افغاني را تحمل كند چگونه توليد سينمايي وطن مي تواند رشد كند؟

مي خواهم خيلي عاجزانه از اين بزرگواران بپرسم كه در پشت بام هاي خانه شان چند ماهواره شرقي و غربي و چند خط كيبل وجود دارد؟ ملت بيچاره به اين چيزهاي خاصي كه شما داريد دسترسي ندارد ممكن فقط يك تلويزيون داشته باشند پس بگذاريد اين ملت هم باري شاد شوند! شما كه شكر جهاني شده ايد و با جهان وصل استيد، در چشم اين ملت هم اگر جرقه اي از جهاني شدن درخشيد؛ چشم اين ملت را كور مكنيد!

از زن ستيزي پارلمان گله نيست، مگر رييس جمهور آنقدر كه فمينيستان ازش توقع دارد بي غيرت هم نيست؛ از موقعي كه كرزي صاحب رييس جمهور شده، زنش در هيچ رسانه يا مراسم اجتماعي، فرهنگي و سياسي كه حتا ويژه زنان بوده ظاهر نشده است.

رقص زن هنگامي محور توجه مركزي پارلمان قرار مي گيرد كه ده ها مساله و مشكل اجتماعي و سياسي ضروري و قابل بحث در اين كشور وجود دارد.
به صورت گذرا مي توان به بي كاري، قيمتي مواد غذايي، آلودگي هوا، خشكي و مرگ و مير مواشي (شكر خدا كه خدا به موقع به داد اين ملت رسيد و بارشي را سرازير كرد و جان بسيار زنده جان ها را از مرگ نجات داد و خاطر مالداران بيچاره هم آرام كرد) مگر پارلمان و رييس جمهور، جلسه چه كه نگراني اش را هم در اين مورد ابراز نكرد. همن طور بسيار مشكلات ديگر وجود دارد كه پرداختن به آن همه، حياتي و اساسي است.

قيمت خواركي در روستاها به خاطر خشك سالي دوچند شده است و در شهر كابل قيمت يك بوجي آرد هفت سيره كه چند ماه قبل هفت صد و پنجاه افغاني بود اكنون به يك هزار و هفت صد افغاني رسيده اين در حالي است كه معاش يك مامور معولي دولتي نه از بزرگان، سه هزار افغاني است، اكثر مردم كه مامور دولت نيست و در هيچ جاي ديگر هم وظيفه ندارد همين درامد سه هزاري را هم ندارند. پارلمان دوست داشتني و رييس جهمور عزيز يك بار محور توجه تان را به مقايسه معاشي كه مي دهيد و نرخي كه در بازار وجود دارد، قرار دهيد!

پارلمان تا جايي كه به كنترل نرخ جلسه بگيرد تا بازار آزاد طبق استندارد هاي بين المللي بازار، عيار گردد. در باره از ميان برداشتن فقر و بلند رفتن سطح رفاهي زندگي مردم، رهكاري را تدبير كند؛ در تجسس اين استند كه كجا زني مي رقصد، چه مي پوشد، وارد كدام خانه مي شود و لايتناهي از همين دغدغه ها و فكرها و پرسش هاي ناگفتني ديگر ..... كه ذهن مردانه ما را مي آزارد و حسادت جنسي ما را نسبت به زنان برمي انگيزاند كه چرا اين زن در اختيار من نيست!

همين طور تا رييس جمهور، وزير اقتصاد و شاروال اش را بگويد كه به بازار و نرخ بازار توجه كنيد! مي گويد من وزير صاحب اطلاعات و فرهنگ را گفته ام كه رسانه خصوص (مراد تلويزيون طلوع و رقص يك زن است) كنترول شود.

عجيب است! مشكل اين ملت كجا؟ و توجه جكومت و پارلمان به كجا كجاي اين ملت است!

فراموش نكنيد كه كرزي صاحب بازهم خودشه كانديداي رياست جمهور مي كند و وكيل هاي پارلمان هم مي خواهند بازهم وكيل يا وزير شوند، براي همين مي خواهند از اين غيرت شان استفاده سياسي كنند، چون خوب مي دانند كه روحيه حاكم در اين كشور مردانه است.

به فكر من اگر اين حكومت دست از سر زنان بردارد و اين قدر دغدغه كه در مورد زنان دارد همين دغدغه و توجه شان را به مشكل هاي عيني و اساسي اين كشور مبذول بدارند؛ هم مشكل زنان كمتر خواهد شد و هم بسيار مشكلاتي كه دامنگير اين ملت است و اين ملت را هر آن زمين گير مي كند، حل خواهد شد.

چهارشنبه، آبان ۱۶، ۱۳۸۶

ناتو در افغانستان: ارزیابی و درونمای یک ماموریت دشوار

از نیک و بد
متن سخنرانی
ناتو در افغانستان: ارزیابی و درونمای یک ماموریت دشوار
یاسین رسولی

جناب رییس, فرهیختگان ارجمند, خانم ها و آقایان
1. معمای امنیت در افغانستان
می خواهم با چند آمار از نامنی ها و تحلیل آن آغاز کنم. پنج و نیم سال پس از سقوط طالبان گراف ناامنی ها به شدت بالا رفته است به گونه یی که در سال 2006 بیش از 4000 نفر افغان و از نیروهای بین المللی کشته و مجروح شدند. در سال 2006 بیش از 200 مدرسه به آتش کشیده شده است و 400 مدرسه به تعطیلی کشانده شد؛ بیش از 130 هزار دانش آموز از حضور در کلاس های درس محروم گشتند.

حادترین شکل ناامن سازی تروریسم انتحاری بوده است در سال 2006 بیش از 6 برابر سال پیش رخ داده است؛ این نوع تروریسم از اواسط سال 2005 شیوع پیدا کرده است. بین سالهای 2001 تا 2005 فقط 5 عملیات انتحاری صورت گرفت. این رقم تا پایان آگوست 2007, 103 مورد بوده است که در تمام سال 2006, به 123 مورد رسیده است. گرچه هدف اول انتحارگران نیروهای خارجی در افغانستان بوده است اما آمار نشان می دهد که 80 درصد قربانیان غیرنظامیان بوده اند. از 183 افغان که در نیمه اول سال 2007 کشته شده اند, 121 تن شان شهروندان غیر نظامی بوده اند. تحقیقاتی که UNAMA از انتحارکنندگان ناکام در زندان پل چرخی داشته است نشان می دهد که اکثر آنان افراد جوان, فقیر, کم سواد و تحت تاثیر تبلیغات مدرسه های مذهبی در پاکستان بوده اند؛ قوی ترین انگیزه وعده پاداش معنوی و ایفای وظیفه دینی و حتی تحریک احساسات قومی بوده است که توسط سازمان دهندگان انتحار به آنان تلقین شده است. [i]

در واقع دولت افغانستان, ناتو و نیروهای ائتلاف با شبکه های تروریستی روبرو گشته اند که تفاوت های اساسی با طالبان در سال 2001 دارد. اینجا, یک نبرد مشخص و در جبهه مشخص نیست. قدرت گیری مجدد طالبان نه به عنوان یک نیروی سیاسی-نظامی بلکه به شکل شبکه های تروریستی درآمده اند؛ تروریست ها قار به ایجاد یک قدرت با توان هماوردی مستقیم نظامی که چند ولایت را در کنترول بگیرند را ندارند. به اشباحی می مانند که آموزش دیده اند تا با استفاده از تاکتیک های ناامن سازی مانند: مین گذاری در مسیر کاروانهای نظامی, گروگانگیری اتباع خارجی, راه گیری مردم و انفجارهای انتحاری در شهرها, کشتن علما و بزرگان قومی, محیط را در حدی ناامن بسازند که مانع پیشبرد هر نوع سازندگی گردند.

عملیات انتحاری در افغانستان سابقه نداشته است و پدیده نو است که پس از سال 2005 به صورت گسترده رخ داده است. گفته می شود که طالبان هرچه بیشتر شیوه های خشونت را از تاکتیک های القاعده در عراق آموخته اند و در افغانستان در پیش می گیرند و خواهند گرفت. به نظر می رسد, تا زمانی که طالبان یک جای امن برای پناه گرفتن، آموزش، تدارکات و تجهیز مالی را در آنسوی قلمرو دولت افغانستان در اختیار داشته باشند تا سالها بتوانند به جنگ و گریز ادامه دهند.

تروریسم, به ویژه در اشکال جدید آن مانند تروریسم انتحاری و گروگان گیری ها, حتی با تلقین های مذهبی در افغانستان, نشانه یک مبارزه مذهبی و ایدئولوژیک نیست و زمینه یی در تعارضات اجتماعی و جامعه باز افغانستان ندارد. تحلیل هایی که ریشه نا امنی های جاری را به تعارضات میان اتنیک ها نسبت می دهند, تحلیل های ژورنالیستی اند و یا سیاستی است که می توان آن را نوعی فرافکنی مسایل داخلی و نسبت دادن آن به افغانستان ارزیابی کرد. گرچه همه مسایل میان اقوام در افغانستان حل نشده است اما دموکراتیک شدن democratizationپروسه بلندمدت است و در زمان کوتاه شش سال گذشته نظام سیاسی, نورم های دموکراتیک را با کارنامه درخشان تطبیق کرده است. در نظام سیاسی فعلی بیش از تمام دوره های پیشین چهره متکثر اقوام در ساختار دولت تبارز یافته است. پشتون, تاجیک، هزاره و ازبیک و سایر اقوام در هر سه قوه دولت حضور دارند و پشتونها بیشتر از سایر اقوام افغانستان قربانی تروریسم شده است.

2. ناتو در افغانستان
روز بعد از 11 سپتامبر, ناتو برای اولین بار از ماده 5 منشور خود استفاده نمود و حمله 11 سپتامبر را حمله به تمام اعضاء تلقی کرد. از 4 اکتبر 2004 ناتو فرماندهی نیروهای کمک به تامین امنیت در افغانستان (آیساف)International Assistant Security Force (ISAF) که بیش از 41 هزار نیرو را از 37 کشور از اعضای ناتو و غیرعضو ناتو را در بر می گیرد؛ بر عهده گرفت. آیساف از ابتدا به عنوان نیروی ملکی civilian forces بنا بر موافقت نامه بن (2001) و قطعنامه های 1366 و 1510 فبروری 2002 ملل متحد ایجاد گردید. ماموریت ایساف, بیشترینه حفظ صلح peace keeping و تحکیم صلح peace building را در بر می گیرد که از طریق تیم های بازسازی ولایتی (پی آر تی) Provincial Reconstruction Teams در 4 مرحله به 25 ولایت افغانستان گسترش یافته است.

مسوولیت اصلی "جنگ با تروریسم" در افغانستان برعهده نیروهای عملیات آزادی پایدار Operation Enduring Freedom (OEF) با فرماندهی امریکا بود که از 20 هزار سرباز در سال 2001 اکنون به 8 هزار نفر کاهش یافته است و این به خاطر سهم گرفتن ناتو در عملیات های نظامی علیه شبکه های تروریستی بعد جنوری 2006 است.

پس از شش سال, هنوز پرسش در مورد ریشه های ناامنی یک پرسش اساسی است. شبکه های طالبان و القاعده و محافل حامی آنان, چه اهدافی را دنبال می کنند؟ ناتو در مبارزه با ترویسم تا چه حد موفقیت داشته است و چالش های پیش روی ناتو در افغانستان چیست؟ ناتو در چه زمینه هایی ضرورت به تغییر استراتیژی خود در افغانستان دارد؟

موفقیت یا ناکامی ناتو در افغانستان در چند حوزه قابل ارزیابی است, که تحکیم صلح و امنیت پایدار با آن مربوط است؛ تاکتیک های عملیات نظامی در "جنگ با تروریسم" قابل نقد و ارزیابی است. نقش تیم های بازسازی ولایتی (PRT), نوسازی و بازسازی اردو و پلیس ملی افغانستان و گسترش حاکمیت دولت مرکزی به ولایات, دیپلوماسی برای هماهنگی میان خود اعضای ناتو و ابزار دیپلوماسی برای حمایت از اهداف ناتو در افغانستان در میان خود اعضای این سازمان و کشورهای غیرعضو و جلب همکاری منطقه یی برای کمک به تامین امنیت و ثبات در افغانستان حوزه های مهم, وابسته بهم و پیچیده یی است که ناتو با حضور در افغانستان درگیر آن شده است به نحویی که فراتر از جنبه های نظامی, موفقیت ناتو با مسایل داخلی و منطقه یی گره خورده است. و این آزمون جدید است که ناتو در افغانستان تجربه می کند.

3. ارزیابی
ناتو که در کشمکش جهان دو قطبی تاسیس گردیده بود و با استراتیژی و ساختار متعارف نظام بین المللی برای "دفاع جمعی" collective defense سازمان یافته بود, برای پیروزی در ماموریت جدید در افغانستان نیاز به بازاندیشی های اساسی دارد تا در جنگ با تروریسم و مشارکت در پروسه تحکیم صلح peace building با "تهدیدهای جدید" امنیت اعضای خود و امنیت بین المللی مقابله کند؛ و این ماموریت برای بار اول در خارج از اروپا یک تجربه جدید است.

رییس جمهور کرزی و دبیرکل ناتو, اعلاميه‌ همكاري بلندمدت را با ناتو در 6 سپتامبر 2006 امضاء كردند, كه چارچوب همكاري بلندمدت ناتو با افغانستان‌ را تعریف مي ‌كند. برای دولت افغانستان همکاری درازمدت با ناتو اهمیت استراتیژیک دارد. اين همكاري‌ها خصلت دوجانبه داشته و عليرغم تبليغات و تحليل‌ها، بر ضد هيچ قدرت سوم پيش نرفته است. در واقع پيوستگي تحکیم امنيت و پیروزی بر تروریسم با مسايل بين المللي و منطقه‌يي ايجاب چنان همكاريهای استراتي‍ژيك و بلندمدت را دارد.

بنا بر موافقت نامه ی همکاری بلندمدت افغانستان و ناتو, این سازمان در آموزش اردو و پلیس ملی افغانستان, تقویت نقش دولت در ولایت ها و بازسازی نقش برجسته یی برعهده دارد. مردم افغانستان از ماموریت ناتو در افغانستان قدردانی و حمایت می کنند.

اکنون پس از دو سالی که ناتو در افغانستان حضور فعال یافته است؛ چالش هایی پیش رو دارد از جمله:
1. آمار کسانی که براثر اشتباه و عدم هماهنگی در عملیات نظامی کشته می شوند به حد نگران کننده رسیده است و یکی از عوامل اساسی گسترش دامنه ناامنی ها به شمار می رود. هماهنگی میان خود نیروهای ناتو و با اردو و نیروهای امنیتی افغان در عملیات های نظامی دشوار است اما با آنهم یک فاکتور مهم است که موفقیت یا شکست ناتو در افغانستان به آن وابسته است.
2. احترام به سنت های افغانها نیز اصل مهم است, بازرسی خانه ها توام با خشونت سبب پیوستن عده یی به شبکه های طالبان شده است. جامعه افغانی به ویژه در میان پشتونهای دو سوی دیورند, ساختار قبیله یی و قومی پیچیده یی دارد که بدون شناخت عمیق و از نزدیک آن, تلاش برای هر نوع تغییر اجتماعی و سیاسی با واکنش های خصم آلود قبایل روبرو می گردد. و طالبان تلاش کرده است تا ساختار سنتی قدرت و تصمیم گیری در میان قبایل را تغییر دهد و این پروسه یی هدفمند برای محافل حامی طالبان نیز بوده است که مناطق دو سوی دیورند را ناآرام تر ساخته است.
3. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، امسال کشت خشخاش ۱۷ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است، این افزایش بیشتر در ولایات ناامن از جمله ولایت هلمند محسوس است. بايد ناتو برای كمك رساندن به اردو افغانستان در جنگ ترياك ـ يعنی در نابود كردن آزمايشگاه‌های هروئين سازی، از هم پاشاندن مكان‌های خريد و فروش هروئين، حمله به كاروان‌های ترياك و تحويل قانون دادن شبکه های موادمخدر یاری رساند. اما كشاورزان فقیر ترياك مورد متفاوتی هستند. ريشه كنی و امحاء اجباری، دهقانان را به سوی افراط گرايان می‌فرستد و از اين رو به كاهش مزارع خشخاش نمی‌انجامد.
4. حادشدن معضل تروریسم و نگراني‌هاي فزاينده از گسترش ناامني‌ها حكايت نارسایی دیپلماسی اعضای ناتو نیز بوده است. دیپلوماسی ناتو در جلب نقش سازنده کشورهای منطقه و کشورهای اسلامی در جنگ عیله تروریسم و مواد مخدر موفق نبوده است. دیپلوماسی ناتو در میان خود اعضا به حد موثر هماهنگ نشده است. با وجود اطلاعات غیرقابل انکار در مورد منابع تروریسم و پایگاه ها و شبکه ها در بیرون از مرزهای افغانستان, ناتو نتوانسته است فشار سیاسی و دیپلوماتیک موثر بر محافل حامی ترویسم وارد کند و از یک تصمیم جدی برای ویران کردن پناه گاههای طالبان و القاعده در آنسوی دیورند عاجز مانده است.
5. نتایج عملیات نظامی کوتاه مدت است. ناتو در زمینه یافتن یک راه حل سیاسی نیاز به پالیسی ها و ابتکارت سیاسی دارد. تجربه های مذاکرات محدود که با طالبان مثلاً در موسی قلعه انجام شد نتیجه مثبت نداشت اما با آنهم, از این تجربه آزمون و خطا درس خوبی می توان گرفت. در واقع بدون تلاش های سیاسی تامین ثبات دشوار و یا ناممکن به نظر می رسد.

4. تحول در استراتیژی ناتو
1. نقش اردو و نیروهای امنیتی افغانستان: تجربه شش سال به روشنی نشان می دهد؛ در هر جایی که امنیت توسط نیروهای اردو و پلیس افغانستان تامین می گردد کارایی بالاتر و محیط امن تر ایجاد شده است. و در ولایت هایی که تحت کنترل دولت افغانستان بوده است کاهش قابل ملاحظه کشت تریاک را شاهد بودیم.
افغانستان مي‌خواهد مسوولیت بیشتری در تامین امنیت به دست گیرد. دولت در هر بحثي با جامعه جهاني بر قدرتمندسازی اردوی ملی، پلیس ملی و نيروهاي امنيتي تاكيد کرده است؛ بدون اردو كه خود زاده دولت مدرن است و نیز شكل دهنده دولت مدرن هم هست, دولت افغانستان قادر نخواهد شد تا در مسوليت‌هاي خود برای حفظ امنیت سراسری پاسخ درست دهد. اردو 70 هزار نفری که درموافقت نامه بن (2001) بنیاد نهاد شد بدون توجه به واقعیت های دشوار امنیتی فعلی افغانستان بود. تا زمانی که نیروهای امنیتی افغانستان مسوولیت تامین امنیت و حفاظت شهروندان را برعهده بگیرند و مرزهای افغانستان توسط اردوی ملی و با حمایت ناتو و نیروهای ائتلاف کنترول شود می توان به امنیت و ثبات امیدوار بود. و این مسوولیت ها را اردو حداقل با 200 -300 هزار نیرو و مجهز به تجهیزات مدرن عملی است.
2. بهبود در زندگی مردم: گرچه پی ار تی در 25 ولایت افغانستان در پروژه های بازسازی فعال هستند اما بازهم بهبود در زندگی مردم به کندی مشاهده می شود. در واقع سیکل باطل ایجاد شده است؛ ناامنی بازسازی و رونق اقتصادی را متوقف می کند و در شرایط بد اقتصادی گرایش عمومی به سمت طالبان بیشتر می گردد.
3. راه حل های سیاسی: تماس های مردم دو سوی خط دیورند در افغانستان و پاکستان که نمونه یی از تلاش برای تماس مردم با مردم را به پیشنهاد رییس جمهور کرزی در نشست "جرگه امن منظقه یی" در کابل در آگوست 2007 با شرکت 700 تن از نمایندگان مردم از افغانستان و پاکستان شاهد بودیم. شرکت کنندگان این نشست بیشترین تاکید بر یافتن راه حل های سیاسی داشتند و نتایجی که در کمیته های تخصصی پنج گانه آن به تایید نمایندگان رسید, پیوستگی امنیت و ثبات را با تلاش های سیاسی و پیشبرد بازسازی و توسعه اقتصادی در منطقه نشان می دهد.
4. مذاکره با طالبان: طالبان یک جریان یکدست نیست, همه آنها در حال جنگ با دولت نیستند. کمیسیون تحکیم صلح و آشتی ملی به ریاست حضرت مجددی که از سال 2003 افراد زیادی از طالب های افغان که سلاح را بر زمین نهاده و می خواهند به زندگی عادی برگردند با آغوش باز پذیرفته است, تعدادی از طالب های دستگیر شده از پل چرخی و از گوانتانامو توسط این کمیسیون آزاد شده اند. راه صلح و آشتی ملی در افغانستان باز است اما تابع شرایط, از جمله: نهادن سلاح بر زمین و احترام به ارزش های قانون اساسی به مثابه یک سند وحدت ملی است. هر نوع مذاکره و گفتگویی را نمی توان پروسه یی پنداشت که در کوتاه مدت به نتیجه برسد مثلاً تا پایان 2007 نتیجه بدهد. باید به نتایج بلندمدت این سیاست فکر کنیم.

خانم ها و آقایان,
5. ناتو و همگرایی امنیتی منطقه یی
پیچیدگی مشکل امنیت افغانستان از آن روست که هر کدام از کشورهای همسایه و بازیگران منطقه یی رویکرد متفاوت, خاص و متضاد نسبت به امنیت و ثبات در افغانستان داشته اند. سیاست بعضی از کشورهای منطقه به گونه یی است که میان شبکه‌های تروریستي مرز قايل می شوند. در واقع شبکه های تروریستی مرز نمی‌شناسند و جنگ علیه تروریسم هم نمی‌تواند در مرزهای ملی محدود بماند. عملیات های خونین انتحاری در روزهای اخیر در پاکستان و اعلان جهاد القاعده و بعد "جماعت اسلامی" علیه رییس جمهور مشرف نشان می دهد که طالبان بیشتر از اینکه مشکل افغانی باشد یک جریان روبه گسترش در منطقه است.

حل مسایل امنیت نیاز به گفتگوی سازنده و صریح در مورد یک همکاری امنیت منطقه یی دارد. ریشه های ناامنی از نگرانی های کشورهای منطقه نسبت به هم نشات می گیرند. زمان آن رسیده است که کشورهای منطقه نگرانی‌های همدیگر را انکار نکنند. استراتیژی های مقطعی و یک‌جانبه‌یی نمی تواند برای مسایل اساسی پس پرده ناامنی در منطقه ما راه حل های اساسی بیابد.

6. سخن پایانی
مبارزه با تروریسم و افراط گرای مذهبی ناتو را به افغانستان کشانده است. زود است که نقش ناتو در فرماندهی آیساف در افغانستان را گسترش ناتو در این کشور ارزیابی گردد. ماموریت ناتو در افغانستان بیشتر تقویت و تحکیم صلح peace keeping & peace building است.

اما ناتو برای موفقیت در افغانستان باید در این ایده نادرست که با کشتن همه ی تروریستها و بنیادگراها تهدید تروریسم برطرف می گردد, بازاندیشی کند. در حالی که شرایط محیط طالبان‌پرور و زاینده تروریسم در حجم و اندازه کلان است, توسعه نیافتگی, فقر, قاچاق و فساد فزاینده و ضعف دولت افغانستان در گسترش حاکمیت دولت مرکزی دور باطل عقب ماندگی را به وجود آورده است.

باید به منابع محیطی و منطقه‌یی ناامنی توجه کنیم. از نگرانی های مردم و از اختلاف های حل ناشده تاریخی در دو سوی دیورند در در تمام سطوح از تماس و گفتگو میان مردم, علما, بزرگان قومی, نهادهای جامعه مدنی و حکومت های پاکستان و افغانستان شروع کنیم و به اگر خوشبینانه نگویم در یک رویکرد همدلانه، بل در یک رویکردی با توجه به منافع مشترک جمعی منطقه یی به ریشه‌های بی‌ثباتی و ناامنی توجه شده و به راه حل های بدست آمده اعتماد گردد. کلید معمای امنیت افغانستان و موفقیت ماموریت ناتو در این گفتگوهاست.
29 اکتوبر 2007